mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
يك وعده خواهم از تو كه باشم در انتظار *** حاكم تويي در آمدن دير و زود آمدن خويش
mahmoud
من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم *** که حتی در بیابانها به دنبال تو می گردم
mahmoud
مجال من همين باشد که پنهان عشق او ورزم *** کنار و بوس و آغوشش چه گويم چون نخواهد شد
mahmoud
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد *** گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ
mahmoud
ساقی ارباده از این دست به جام اندازد *** عارفان را همه در شرب مدام اندازد
mahmoud
مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست .... آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟
mahmoud
شب شکست وقاصدک از جان گذشت *** بلبل از سر شاخه ي ایمان گذشت
mahmoud
یک سینه سخن دارم و افسوس در این شهر *** یک تن که حکیمانه کند درک سخن نیست
mahmoud
تا زهره و مه در آسمان گشته پدید *** بهتر ز می ناب كسی هیچ ندید *** من در عجبم ز می فروشان، كایشان *** زین به كه فروشند چه خواهند خرید؟
mahmoud
یادایام جوانی جگرم خون می کرد *** خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد