mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
تویی که وصل تو ، هر درد را بود درمان / تویی که نام تو ،هر بند را بود مفتاح
mahmoud
دهان چو بستي از اين سوي،آن طرف بگشا / كه هاي هوي تو در جوِ لامكان باشد
mahmoud
در و دیوار به حال دل من زار گریست / هر کجا ناله ی ناکامی خود سر کردم
mahmoud
تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست * گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
mahmoud
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم / باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
mahmoud
تا کی به تمنای وصال تو یگانه / اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
mahmoud
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی // زبامی که برخاست مشکل نشیند
mahmoud
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است // بنويسيد که يک مرغ مهاجر بوده است // بنويسيد زمين کوچه ي سرگرداني است // او در اين معبر پرحادثه عابر بودهاست
mahmoud
و حرف آخر من این که شبهای سیاهم را // به مهتاب نگاه خود منور می کنی یا نه ؟
mahmoud
روا بود که چنین بی حساب دل ببری؟ // مکن ، که مظلمه ی خلق را جزایی هست
mahmoud
روز وصلم قرار دیدن نیست // شب هجرم آرمیدن نیست
mahmoud
روز ازل از کلک تو يک قطره سياهی // بر روی مه افتاد که شد حل مسائل
mahmoud
روزی که دلم هوای باریدن داشت // تا اه کشیدم آسمان ابری شد
mahmoud
روی زمین خیل شیاطین گرفت // شمع برافروز و سلیمان طلب