mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود // بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
mahmoud
نه درویش بی کفن در خاک رفته // نه دولتمند برده یک کفن بیش
mahmoud
امید ما پس از ایزد به جود تست که نیست // ز ساز مجلس ما هیچ جز کباب و رباب
mahmoud
هر دم از عمر می رود نفسی ... چون نگه می کنم نمانده بسی
mahmoud
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی // گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش
mahmoud
اگر گردون به یک ذره بگردد برخلاف تو // همه دوران او ایام نحس مستمر بادا
mahmoud
یک شب به رغم صبح به زندان من بتاب // تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت
mahmoud
مزاج عشق بس مشکل پسند است / قبول عشق بر جایی بلند است
mahmoud
وقتی که پرسش کنی اصحاب درد را /// چون من شکسته دل ترم اول مرا بپرس
mahmoud
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم / دیگر اکنون با جوانان ناز کن ،با ما چرا ؟
mahmoud
دست در دست هم دهیم به مهر /میهن خویش را کنیم آباد
mahmoud
دگری جز تو مرا این همه آزار نکرد/جز تو کس در تظر خلق مرا خار نکرد
mahmoud
درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر مارا نیست پایان الغیاث
mahmoud
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک/باور مکن کــ دست ز دامن بدارمت
mahmoud
ای خصم تو پست و قدر والا /// وی عقل تو پیر و بخت برنا