mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
دیشب گلهی زلفش با باد همیکردم / گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
mahmoud
شکنج زلف سیاه تو بر سمن چو خوشست // دمیده سنبلت از برک نسترن چه خوشست
mahmoud
تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است /// دل سودا زده از غصه دو نیم افتاده است /// چشم جادوئی تو خودعین سواد سحر است //// لیکن این هست که این نسخه سقیم افتاده است
mahmoud
در سخن گر بود نشانه ی ژاژ / شعر نبود بود ترانه ی ژاژ
mahmoud
وصال او ز عمر جاودان به // خداوندا مرا آن ده که آن به
mahmoud
يک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود // و ز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
mahmoud
در سینه ما کینه کس راه ندارد / در بارگه عشق هوس راه ندارد
mahmoud
"یارب مددی نما که بی تاب شدم // یک بار دگر شب شد و بی خواب شدم"
mahmoud
تا که بودیم،نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی // تا که رفتیم همه یار شدند،خفته ایم و همه بیدار شدند
mahmoud
هواي ديده طوفاني، دلم درياي محنتها /// گهي مي بارد اين ابر و گهي مي غرد اين دريا
mahmoud
دشوار بودن مردن و روی تو ندیدن/ بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم
mahmoud
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب * بدین سان خواب ها را باتو زیبا می کنم هر شب
mahmoud
تا سر زلف پریشان تو در جمع آمد / هیچ مجموع ندانم که پریشان تو نیست
mahmoud
مپرس کز هوس روی دوست خواجو را // دل شکسته برآن زلف پرشکن چه خوشست
mahmoud
تو کز سوز محبت بی نصیبی چاره ی خود کن/کــ من پروانه ام خود را بــ جایی می توانم زد