mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
همه عمر بر ندارم ، سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم ، که تو در دلم نشستی
mahmoud
در سینه ما کینه کس راه ندارد / در بارگه عشق هوس راه ندارد
mahmoud
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی/پر کن قدح کــ بی می مجلس ندارد آبی
mahmoud
دیدمت وای چه دیداری بود / این چه دیدار دل ازاری بود / بیگمان برده ای از یاد آن عهد / که مرا با تو سرو کاری بود
mahmoud
ما بــ این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم/از بد حادثه اینجا بــ پناه آمده ایم
mahmoud
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم/هوا داران کویش را چو جان خویشتن دارم
mahmoud
موی سپید خندد برآن کسی کــ گوید/بالاتر از سیاهی رنگ دگر نباشد
mahmoud
تو قرص ماهی و من کودکی که می خواهم***به قدر کاسه ای از حوض ماه بردارم
mahmoud
یا مرگ،یا وصال،کــ فرهاد کوهکن/در عاشقی جز این دو خیال دگر نداشت
mahmoud
دیده از دیدار خوبان بر گرفتن مشکل است / هر که مارا این نصیحت می کند ، بی حاصل است
mahmoud
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟ /ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
mahmoud
وعذه ی وصل میدهی لیک وفا نمی کنی /من به جهان ندیده ام مرد یکی کلام دو
mahmoud
دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر/ گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
mahmoud
نشان عهد و وفا نیست ، در تبسم گل / بنال بلبل بیدل ، که جای فریاد است