mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
تا گل غربت نرویاند بهار از خاک جانم***با خزانت نیز خواهم ساخت خاک بی خزانم
mahmoud
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم / باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
mahmoud
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد /وجود نازکت آزرده گزند مباد
mahmoud
دلی بستم بدان عهدی که بستی // تو آخر هر دو را باهم شکستی
mahmoud
تو را نادیدن ما غم نباشد // که در خیلت به از ما کم نباشد
mahmoud
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب * بدین سان خواب ها را باتو زیبا می کنم هر شب
mahmoud
هر دم ازین باغ بری می رسد / تازه تر از تازه تری میرسد
mahmoud
دانی که ز میوه ها چرا سیب نکوست؟ // نیمی رخ عاشق است و نیمی رخ دوست
mahmoud
تو را تیشه دادم که هیزم کنی /// ندادم که بر فرق مردم زنی
mahmoud
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست ... از این سکوت گریزان ، از آن صدا بیزار
mahmoud
یارب سببی ساز که یارم به سلامت//بازآید و برهاندم از بند ملامت
mahmoud
دل در این پیر زن عشوگر دهر مبند/// کین عروسی است که در عقد بسی داماد است
mahmoud
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد // به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
mahmoud
نمی دانم چه تأثیرست در عشق/کــ بیمارش بــ صحبت نیست مایل