mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
در تیره شب هجر تو جانم به لب امد // وقت است که همچون مه تابان به در ایی
mahmoud
تو قیامت را قیامت می کنی // بر امامان هم امامت می کنی
mahmoud
آسمان همت خداوندی که همچون آسمان // همتش بر طول و عرض آفرینش غالبست
mahmoud
شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت .......... فـراق یـار نه آن میکند که بتوان گفت
mahmoud
به سلامتی آسمون >>>> که با اون همه ستاره اش یه ذره ادعا نداره ولی ..... یه سرهنگ با سه تا ستاره اش دهن عالم و آدمو سرویس کرده
mahmoud
به سلامتی عقرب! که به خواری تن نمی ده
mahmoud
شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل // نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
mahmoud
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟ // کز پس آن نوبت روز سیاهم می رسد
mahmoud
شمشير کشيدي و بخونم ننشاندي // افسوس که آغاز تو انجام ندارد!
mahmoud
شرط هواداری ما شیدائی و شوریدگیست // گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا
mahmoud
شربتی از لب لعلش نچشیدم و برفت // روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
mahmoud
یک عمر زیر پا لگد کردند او را // اکنون که میگیرند روی شانه، مرده است
mahmoud
ذره را سرگشتگی بینم صواب // زانک او را نیست تاب آفتاب
mahmoud
یک نعره ی مستانه زجایی نشنیدیم /// ویران شود این شهر که میخانه ندارد
mahmoud
ذره ذره ز آسیای آسمان افتــــاده ایم /// خورده آدم گندم وما از جنان افتاده ایم