*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
من که ناراحت شدم .... جواب نمیده.... خداحافظ بچه ها.
*mahsa*
زن اسفندی یعنی همه چیز....
*mahsa*
تــَرکــَت کَـــرده؟؟؟ شَــب هآ بـ ـه یآدَش گــــریه مـ ـی کـــُنی؟؟؟ نــ ـآرآحَــــت نَبـ ـآش... یــه روز تــ ـو تَنهـــ ـآ آرزوی زنـــــدگـ ـیش مـ ـی شی ایـ ـن بَدتـــــَرین انتـ ـقآمــــه!!!
*mahsa*
زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که هنوز خدا هست..
*mahsa*
بگذار ببینمش اکنون که می رود ، ای اشک از چه راه تماشا بسته ای !
*mahsa*
آدامسـمُ با اون همـه "شیـک" بودنش، بعدِ نیم ساعت زیـرِ کفشـم لـه می کنـم، تــو کـه جای خود داری !!
*mahsa*
ساکت که باشی همه میخوان لهت کنن.....