*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
بچه ها میخوام با واقعیت زندگی آشناتون کنم . . . بچه ها —–> واقعیت زندگی واقعیت زندگی —–> بچه ها
*mahsa*
هر صفحه ای باز میکنی میبینی هر چی دلش خواسته نوشته ، پائینش هم نوشته “دکتر علی شریعتی” !
*mahsa*
برای با او و اوووهــ ـــا بودن چه بی طاقتی اول من را تمام کن ....
*mahsa*
شبیه سمر شده ام .. .! این روزها ... دلم عجیب تقاضای مهندی را میکند که ... خودم هم میدانم ... بودنش برای من نیست .. .! لعنت ! ... به این عشقی که از ابتدا ... به دست مادمازلی ... ممنوع شد .. !
*mahsa*
مثل بچه ی آدم رفتار کن…… من نمیدونم مثل هابیل باشم یا قابیل!؟ …
*mahsa*
خیلی دلم مامانیمو میخواد...... امروزت چه رنگیه؟؟؟
*mahsa*
كودك كه بودم وقتى زمين مى خوردم مادرم من را مى بوسيد تمام درد هايم از ياد مى رفت ديروز زمين خوردم ... دردم نيامد اما تمام بوسه هاى مادرم يادم آمد.............. *******مامااااااااااااانم عاااااااااااااااشقتم*********
*mahsa*
عسل......هلو......نفس........شیرین.....آلبالو.......طلا......الماس.......نقره.......مس....... آهن پاره........دمپایی کهنه.......نون خشک....... خریداریم!!!؟؟؟
*mahsa*
دلبرکم چیزی بگو به من که از گریه پرم به من که بی صدای تو از شب شکست می خورم دلبرکم جیزی بگو به من که گرم هق هق ام به من که آخرینه ی اواره های عاشقم چیزی بگو که آینه خسته نشه از بی کسی غزل بشن ترانه هام نه هق هق دلواپسی
*mahsa*
گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است
ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد
کمی با من حرف بزن…