*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
صداقت؟…. یادش گرامى…
غیرت؟….. به احترامش یک لحظه سکوت…
معرفت؟….. یابنده پاداش میگیرد…
مرام؟….. قطعه ی شهدا …
عشق؟ ….. از دم قسط…
واقـــعـــ ـا به کــــــجــ ـــــا چــــنــــ ـیـــــــن شـــــتـــ ــابـــــا ن؟؟؟
*mahsa*
شیشه نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد … کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت ! .
*mahsa*
خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن ، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر ! در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی . . . .
*mahsa*
راستـش را بگو : نکند تو همان “این نیز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟
*mahsa*
سخت ترین فعلی که برایت به سادگی صرف کردم عمرم بود …
*mahsa*
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چقد دلم پره
*mahsa*
آهنگ زنگ من روی موبایلت با بقیه فرق داشت ، ولی آهنگ زنگت رو موبایلم مثل بقیه بود !! تو به خاطر اینکه بفهمی منم و من به خاطر اینکه فکر کنم تویی … .
*mahsa*
دُنـبـال ِ کَـلاغـیْ می گـردَم ، تا قـآرقـآرَش رآ بـه فـال ِ نـیـکْ بـگیـرَم ، وقـتـی… قآصـِدَکـْ ـهـا هـمـه لال انـد
*mahsa*
چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟
*mahsa*
دیگر نمیگویم گشتم نبود ، نگرد نیست ! بگذار صادقانه بگویم … گشتیم ! اتفاقا بود ! فقط مال ما نبود ! شما بگردید ! لابد مال شماست ! .
*mahsa*
آدم فهمیده ای بود ! خوب می دانست کجاها خودش را به نفهمی بزند … .
*mahsa*
زخــمهـایــم به طعنـه مـی گــوینــد : دوستــانــت ، چـــقدر بـــانمـــک انـــد…..