*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
-آنچه را محکوم می کنی از دست می دهی و هر چه را باور کنی به دست می آوری
*mahsa*
آسمان ، چشم آبی خداست ، نگران همیشۀ من و تو . . .
*mahsa*
آینده از آن کسانیست که به زیبا بودن رویاهای خود ایمان دارند . . .
*mahsa*
یکی باش برای یک نفر ، نه تصویری مبهم در خاطره های ۱۰۰ نفر . . . .
*mahsa*
کجا روم که چاره ساز ای خدا تویی نیاز هر چه بی نیاز ای خدا تویی . . .
*mahsa*
هر کسی می تواند دانه های یک سیب را بشمارد اما تنها خداوند میتوانه سیب های یک دانه را بشمارد . . .
*mahsa*
اي کاش زندگي مثل فوتبال بود ، که خوشي را پاس ، جدائي را شوت ، بي وفائي را فول ، غم را آفسايد و محبت را گل ميکرديم . . . !
*mahsa*
هيچ کس تنهائيم را حس نکرد ، برکه طوفانيم را حس نکرد ، او که سامان غزل هايم از اوست ، بي سر و سامانيم را حس نکرد . . .
*mahsa*
بر بلندای تمامی تفکرات مثبتگرای خویش، محکم بایست و با چشمانی سرشار از کنجکاوی و محبت به دریا نگاه کن، هر آنچه که در خود میجویی را در گسترهی پرتلاطم دریا خواهی یافت. و آنگاه مشکلاتت را به دریا بسپار .
*mahsa*
*دقیقا وقتی جفت دستات تا آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره!
*اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، 10 روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. 355 روز بعدش هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه.
*اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.