*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
وضعِ نت یه جوری شده که ، هفت هشت تا تب باز می کنی، بعد مثل سیخای کباب هی دونه دونه ازاون اول تاآخر بهشون سرمیزنی ببینی درچه وضعیه،لود شده یا نه..! والااا …. . . .
*mahsa*
دوستای گل#دنبالری سلااااااااااااااااااااااااااااااااام . الان از سر جلسه میام . ی امتحان دادم خفن . از اول تا اخر با دوسته جوابارو @اس ام اس دادیم.
*mahsa*
همین که میام به خودم بگم : همه چیز آرومه من چقدر خوشحالم .... یه حس درونی بهم میگه غلط کردی
*mahsa*
نگاه تو تلخ... اشکهای من شور... یادت شیرین... زندگی بامزه ای دارم... اینطور نیست
*mahsa*
عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخونم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم تازگی ها دارم عادت می کنم کوتاه زندگی می کنم یا شاید کوتاه بمیرم نمی دانم فقط عادت … .
*mahsa*
کاش می اومدی حالم رو بهم بزنی خوشحالی هام ته نشین شده ! .
*mahsa*
گاهــــــــــــــی دِلـــــــم
تفــــــــــــریح ناسالم می خــــــــــــواد
مثــــــــــــــــل فکر کــــــــــــردن به تـــــــــــــــــو !
.