مهشاد
گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . .
مهشاد
اشکهای من از غصه نیست فقط… چشمهای من خجالتیست چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند ! اما… تو این را باور نکن… غصه از اشکهای من میبارد…!
مهشاد
این بار مینویسمت… ” تو ” را میان اصطکاک مداد و کاغذ گیر خواهم انداخت شاید اینگونه بشود تو را ” تجربه ” کرد…!!!
مهشاد
این عشق برای من هیچ نداشت اما… . گلهای بالشم را ” باغبان ” خوبی بود اشک های هر شب من…!!!
مهشاد
خداوند همه چیز راجفت آفرید:جز بینی ودها ن وقلب،مى دونى چرا؟چون بایدبراى خودت یک هم نفس یک هم زبان ویک هم دل پیداکنى
مهشاد
تو را آرزو نخواهم کرد..هیچ وقت..! تو را زمانی می خواهم که خودت بیایی نه با آرزوی من.
مهشاد
صدایت درگوشم زمزمه می شود ونگاهت درذهن مجسم… ولی من تو را می خواهم نه خیالت را.
مهشاد
چه رابطه ی مرموزی است….میان پیداترین زخم و پنهان ترین راز!!
مهشاد
چقــدر باید بگذرد؟؟ تا مـن در مـرور خـاطراتم وقتی از کنار تــو رد می شم. تنـــم نلــرزد….. بغضــم نگیــرد…..
مهشاد
رُخ به رُخ که شدیم من مات شدم… ! و تو چون پادشاهی که از اینگونه فتح ها را زیاد دیده است بی اهمیت ، رد شدی
مهشاد
کمی از غصه هایم یاد بگیر که وقتی بودی با فکر رفتنت و وقتی رفتی با فکر بر نگشتنت همراه من ماند!!
مهشاد
دلتنگی چیست ؟ یادگاری از آنان که دوستشان داریم و از ما دورند !
مهشاد
من چه می دانستم، دلِ هر کس دل نیست قلبها ، ز آهن و سنگ قلب ها ، بی خبر از عاطفه اند
ممنون
14 سال و 5 ماه و 12 روز و 22 ساعت و 17 دقيقه قبل
14 سال و 5 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 59 دقيقه قبل


14 سال و 5 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبلممنون مثل همیشه زیبا




14 سال و 5 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 50 دقيقه قبل
14 سال و 5 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 44 دقيقه قبل