مهشاد
تو نبودی دل به دل راهی نداشت / از خیال عشق آگاهی نداشت / تو نباشی تا قیامت بی کسم / در تمام زندگی دلواپسم
مهشاد
هر لحظه بهانه ی تو را میگیرم / هر ثانیه با نبودنت درگیرم حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی / من یک طرفه برای تو میمیرم . . . . .
مهشاد
ای نشسته درخیال من، فراموشم مکن با فراموشی و تنهایی، هم آغوشم مکن زندگانی می کنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خویش، خاموشم مکن .
مهشاد
خیابانهای تنهایی دلی ولگرد میخواهد / و آوازم بدون تو سکوتی سرد میخواهد برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت / ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد میخواهد ؟ .
مهشاد
.
دیدی غافلگیرت کردم ! درست در لحظه ای که به یادم نبودی ، بیادت بودم !
.
مهشاد
. نویسنده ها “سیگار “می کشند شاعر ها” هجران” نقاش ها “تابلو” زندانی ها “تنهایی” دزدها “سرک” … مریضها” درد” بچه ها” قد” و من برای کشیدن “نفسهای تو “را انتخاب می کنم من برای نفس کشیدن * هوای تو * را انتخاب می کنم .
مهشاد
دیگر فرصتی برای پیامک دادن نیست دست واژه ها را می گیرم و به دیدنت می آیـــم دلتنگیت در هیچ پیامی نمی گنجد . .
مهشاد
. جان رفته ولی زخم جفایت نرود / تاثیر دو چشم بی وفایت نرود فرشی ز دل شکسته انداخته ام / آهسته بیا شیشه به پایت نرود . . . .
مهشاد
بی هیچ دلیلی “دوستت دارم” تا نقض کنم قانونی را که هنوز دلیل می طلبد . . . .
مهشاد
. همانند پلی بودم برای عبورت ، به فکر تخریب من نباش رسیدی دست تکان بده ، من خود فرو میریزم . . . .
مهشاد
. مقیاس اندازه گیری فاصله متر نیست ، اشتیاق است مشتاق که باشی حتی یک قدم نیز فاصله ای دور است . . . .
مهشاد
. امروز که آینه جوابش سنگ است / در ذهن زمانه عشق هم بی رنگ است هر کس که نداند تو خودت می دانی / آری به خدا دلم برایت تنگ است . . . . .
مهشاد
. من از شوق تو لبریزم گل من / کجایی بی تو پاییزم گل من ز پا افتاده ام بازآ که شاید / به دیدار تو برخیزم گل من . . . .
مهشاد
. به تو سوگند ، به راز گل سرخ و به پروانه که در عشق فنا می گردد زندگی زیبا نیست ، آنچه زیباست تویی تو که آغاز منو لحظه ی پایان منی . . .
مهشاد
شب من پنجره ای بی فردا / روز من قصه ی تنهایی ما
مانده بر خاک و اسیر ساحل / ماهی ام ماهی دور از دریا . . .
.