مهشاد
دلم هوای تو را می کند میروم سراغ شعرهایم… این روزها خوب یاد گرفته ام خود را به کوچه علی چپ بزنم……!!
مهشاد
یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه و حرفی نزنه ها ! فقط باشه…
مهشاد
آغوش تو مترادف امنیت است آغوش تو ترسهای مرا میبلعد آغوش تو یعنی پایان سردردها یعنی آغاز عاشقانهترین رخوتها آغوش تو یعنی من خوبم!
مهشاد
چــه دمــدمــے مـزاج شـده احـساســم گـــاهـے آرام . . . گـــاهـے بــارانـے . . . چه بـے ثـبـاتــم بـے تـ ـ ـو!!!! .
مهشاد
امـتـداد بـازوانـت مـی شـود انـتـهـای دلـدادگـی … مـی شـود هـمـان گـوشـه دِنـجـی که راحـت مـی تـوان جان داد …
مهشاد
رفتار عاشقانه ی زن را بایــد از دلتنگـیش فهمید از شـــوق و بی تابیـش برای دیدار از حس کودکانه اش برای آغــــــــوش از خجالتش برای بوسـه گرفتن زن بـی دلیل بهانه نمیگیرد شاید بهانه ی دستانِ گرمـت را دارد که دستانش را بگیری …..!
مهشاد
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت ندارم ….. وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ….. مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!!
مهشاد
دلـم عـجیب تـنگ شُده بـَرای تمام لحظه هـآیی .... که دلـت عـَجیب بـَرایـَم تنگ می شُد ..!
مهشاد
گاه میتوان تمام زندگی رادرآغوش گرفت،فقط کا[!]ت تمام زندگیت یک نفرباشد
مهشاد
وقــتـي ازم مــي پـرسي که خوبـي و من ميگم: اي بد نيستم.. يعني بدم ! خيلي هم بدم !! پس نگو خدا رو شکر !
مهشاد
بغض هایم را به آسمان سپرده ام ، خدا به خیر کند باران امشب را
مهشاد
عمریست نشسته ام
پای لرز خربزه هایی
که هیچوقت یادم نمی آید
کی؟!
خوردمشان…