مهشاد
سکوت متن راحتی است که به اشتباه تعبیر میشود . . .
مهشاد
همه قراردادها را روی کاغذ بی جان نمی نویسند بعضی از عهد ها را روی قلب هم می نویسیم حواست به این عهد های غیر کاغذی باشد شکستنشان یک ادم را می شکند . . .
مهشاد
سلامتی اونی که با این که در مورد هزار تا چیز صحبت میکنه ولی تو فکرش فقط یه چیزه “عشقش”
مهشاد
به کدامین شهر نگاهت بخشم دل بی تابم را / تو تمنای دلی هر شب و هر خوابم را
مهشاد
تو دست در دست دیگری…من در حال نوازش دلی که سخت گرفته است از تو…مدام بر او تکرار میکنم که نترس عزیز دل…آن دستها به هیچکس وفا ندارند
مهشاد
صندوق صدقات نیست دل من. که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی. و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای . .
مهشاد
زمام اختیار، از دست ما رفت زمام اکنون، بدست ساروان است
مهشاد
ﻳﻌﻨﻲ ﺭﻭ ﺩاﺩﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﻛﺮاﻙ و ﺷﻴﺸﻪ ﺗﻮﻫﻢ ﺩاﺭﻩ ﺑﺮاﺷﻮﻥ....
مهشاد
هیچ کجا هم جاییست ! همانجاییست که بی تو میشود بود . . .