مهشاد
. به تو سوگند ، به راز گل سرخ و به پروانه که در عشق فنا می گردد زندگی زیبا نیست ، آنچه زیباست تویی تو که آغاز منو لحظه ی پایان منی . . .
مهشاد
شب من پنجره ای بی فردا / روز من قصه ی تنهایی ما
مانده بر خاک و اسیر ساحل / ماهی ام ماهی دور از دریا . . .
.
مهشاد
.
بیا جایمان را با هم عوض کنیم
دلم لک زده برای اینکه کسی عاشقم باشد . . .
.
مهشاد
.
بیا جایمان را با هم عوض کنیم
دلم لک زده برای اینکه کسی عاشقم باشد . . .
.
مهشاد
آهم که هزار شعله در بر دارد / صد سلسله کوه را ز جا بر دارد من رعدم و میترسم اگر آه کشم / سرتاسرِ آسمان ترک بر دارد . . . . .
مهشاد
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت / از اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشت جامی و بتی و بربطی بر لب کشت / این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت . . . . .
مهشاد
با محبتم دوثت دارم، میدونی چرا با "ث" نوشتم؟! چون ثانیه به ثانیه به یادتم
مهشاد
کنار بغض پنجره نشسته تار میزند، همان که در سکوت شب سپید جار میزند، سلام، ساده دل سلام، کدام تک ستاره ای؟ تمام ذهن کوچک را سحر به دار میزند. ب.ش
مهشاد
تا گریه طلسم درد را میشکند، دل حرمت آه سرد را میشکند، دریای هزار موج طوفان زده است، اشکی که غرور مرد را میشکند. ب.ش
مهشاد
من زاده ی شبهای پر از کابوسم، با این همه درد از خودم مایوسم، ای عشق اگر تو هم به دادم نرسی، در پیله ی تنهایی خود می پوسم. ب.ش
مهشاد
خدا گوید تو ای زیباتر از خورشید زیبایم، تو ای والاترین مهمان دنیایم، شروع کن، یک قدم با تو، تمام گامهای مانده اش با من
مهشاد
تو دست در دست دیگری…من در حال نوازش دلی که سخت گرفته است از تو…مدام بر او تکرار میکنم که نترس عزیز دل…آن دستها به هیچکس وفا ندارند
مهشاد
حالا اشکهایم هم شبیه تو شده اند!!! دلتنگ که میشوم نمی آیند…
مهشاد
از یه جایی به بعد آدم دوست نداره همه چی درست بشه، دوست داره همه چی تموم بشه
.