مهشاد
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند... ستایش کردم ، گفتند خرافات است... عاشق شدم ، گفتند دروغ است... گریستم ، گفتند بهانه است.... خندیدم ، گفتند دیوانه است... دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم .
مهشاد
زمانیکه خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند، پیر شدنت شروع می شود...
مهشاد
هیچ خاری در سایه ی گل ، احساس خواری نمی کند
مهشاد
دلم باغی پر از ریحان و گل بود به روی رود عشقت مثل پل بود نگاهم کردی و ویران شد این دل مگر چشم تو از قوم مغول بود؟
مهشاد
زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آنند که بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم پس بیایید کارت سوختمان را به یکدیگر بدهیم..
مهشاد
عاشق و مجنونت شدم .نخونده مهمونت شدم. کلي پريشونت شدم. شمع تو شمدونت شدم .خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمري غزل خونت شدم..
.
.
.
اما چون پول نداشتم گفتي برو گور بابات..؟!
مهشاد
میگن اگه دلت واسه کسی تنگ شد و نمی تونستی ببینیش بخواب حتما خوابشو می بینی! میخوام بخوابم. برا همیشه! چون یه لحظه هم نمی تونم بی نگاهت زنده باشم..
مهشاد
در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمیخرند!
پروانه شدن یعنی تباهی ؟
مهشاد
نقاش نیستم ...! ولی تمام لحظه های بی تو بودن را " درد " میکشم
مهشاد
به چیزی که گذشت غم مخور و به آن چیزی که پس از آن آمد لبخند بزن . . .
مهشاد
آهسته گام بر می دارم و می روم از این شهر خیالی و تو در سطر سطر این کاغذها تا همیشه می مانی .
مهشاد
هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست که متوجه شویم کسی که به آن اعتماد داشته ایم ، عمری فریبمان داده است ، یکی باش برای یک نفر ، نه تصویری مبهم در خاطره ها !
مهشاد
هرکی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شد ، عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد ، اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید ، همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید .