مهشاد
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم میریزند و از آنها غولی بوجود میآورند که نامش تقدیر است! جالبه
مهشاد
همیشه پس از گریه های عمیق، روح ها لبخند میزنند، درست همچون رنگین کمان، که لبخند آسمان پس از باران است
مهشاد
بگو ای دل در این فردا چه داری، چه میخواهی که در این صحرا بکاری، چه فرقی داشت امروز، دیروز ، که یک عمر است فردا میشماری؟
مهشاد
دلت را از شیشه بساز ولی به سنگها بگو دلم از فولاد است