مهشاد
کاش هرگز در محبت شک نبود ، تک سوار مهربانی تک نبود ، کاش بر لوحی که بر جان دل است ، واژه تلخ خیانت حک نبود
مهشاد
هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست ، حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .
مهشاد
زندگی درک همین امروز است ، ظرف دیروز پر از بودن توست ، شاید این خنده که امروز دریغ کردی ، آخرین فرصت همراهی ماست .
مهشاد
از جرم عشق گر پيش کسي راهم نيست
يارب تو آگاهي که محبت گناه نيست . . .
مهشاد
یاد سهراب بخیر آنکه تا لحظه خاموشی گفت:تو مرا یاد کنی یا نکنی من بیادت هستم!
مهشاد
نگاه میکنم از غم به غم که بیشتر است
به خیسی چندانی که عازم سفر است
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغ من تبر است..
مهشاد
ازقول من به باران بی امان بگو دل اگر دل باشد آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
مهشاد
چقدر دلم میخواهدن امه بنویسم ، تمبر و پاکت هم هست، و یک عالمه حرف ، کاش کسی جایی منتظرم بود .
مهشاد
جمعه دارم میرم کارواش بابام میگه جایی میری ؟ میگم آره میرم کارواش میگه پس ماشین منم ببر یه آبی بهش بزن !!! بگیرمش این یکی دستم یا بزارم تو کیفم ؟!
مهشاد
هفته پیش جائی بودیم و بحث سیاسی- دختر عمه ساده ما گفت :
من فقط یبار به رفسنجانی دادم و دوبار به خاتمی و هنوزم دردشو میکشم !!!
شوهر بیچاره ش هم که قرمز شده بود اومد درست کنه گفت: رای رو میگه !!!
فامیل غیر سیاسیه داریم ؟!!!
مهشاد
این تیر €———> بخوره به قلب کسی که قدر گلی مثل تو رو ندونه.
مهشاد
خدایا
راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست
همین کا[!]ت که تو راه را میبینی و من تو را . . .
مهشاد
آدم هایی که به تنها راه رفتن عادت میکنند سخت میتونند با آدم های دیگه راه برند فقط گاهی میتونند با دیگران بشینند و در مورد با هم خوابیدنشون من دخالتی نمیکنم