مهشاد
تو مپندار که خاموشی من ذکر فراموشی توست / بلکه هر لحظه دلم مست تماشایی توست .
مهشاد
اگه مجبور باشم انتخاب کنم بین دوست داشتنت یا نفس کشیدن ، از آخرین نفس استفاده می کنم تا بهت بگم : دوستت دارم .
مهشاد
به کجا کشیده کارم که فقط غم تو دارم ، ندهد دگر می آرام که به عشق تو خمارم
مهشاد
از ما که گذشت ! ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند .
مهشاد
سنگهایی که به دیوار فراق تو زدم ، کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم .
مهشاد
آسمونی رو دوست دارم که بارونش فقط واسه شستن غم های تو بباره .
مهشاد
نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن .
مهشاد
عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت / بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت .
مهشاد
توی آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره ، پس هر وقت آسمون دلت ابری بود با دنیا نجنگ ، فقط اوج بگیر .
مهشاد
دوستت دارم ، رازیست که در میان حنجره ام دق میکند ، وقتی که نیستی .
مهشاد
باز آمدنم به خدمتت دیر نشد / اندیشه مکن دلم ز تو سیر نشد / یک موی تو را به عالمی نفروشم / تو جان منی ، کسی ز جان سیر نشد .
مهشاد
با تو ميشه دنيا روداشت از بي کسي پروا نداشت با اين همه معرفتت مگه ميشه دوست نداشت
مهشاد
تخته سیاه قلب من پرازنوشته های توست نیمکت چوبی دلم واسه همیشه جای توست