مهشاد
من و باران، من و دریا، من و تو من و شببو، من و فردا، من و تو دوباره عاشقی را میسراییم من و مجنون، من و لیلا، من و تو
مهشاد
نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم
همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم
تو راحت باش
من خوبم ....من آرامم......
آخر من قول داده ام که آرام باشم
باورت می شود؟ من خوبم
مهشاد
دلتنگی عین یه مار اومده رو قلبم نشسته هر چند لحظه ... یا چند ساعت گاهی هم چند روز یک بار میآد نیششو فرو میکنه تو قلبم ... گُر میگیرم .. بعد آرووم میشم .. دوباره.................... خاطره
مهشاد
نازكتر از بلورم و نرم تر از حرير..
اگر هم قصد شكستن داري، سنگ بي انصافيست!
مهشاد
اگه خوبی بدی از ما دیدی هلال کن. من فردا باید برم بیمارستان برای جراحی دریچه ی قلب . آخه می خوام یه دریچه بذارم که فقط به روی تو باز بشه!
مهشاد
علم بهتر است یا کمپرسی؟! (عکس)
مهشاد
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان با دگران وای به حال دگران . . .
مهشاد
بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی ، روزها به فکر دیدنم شبها پر از خواب منی .
مهشاد
خداوندا ، دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها ، یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان ، یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن .
مهشاد
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم ، صد بار توبه کردم دیگر نمی کنم ، باغ بهشت و سایه ی طوبی و قصر حور ، با خاک کوی دوست برابر نمی کنم . (حافظ)
مهشاد
فانوس شب وداع، باهر سوسو / میگفت که آن کوجه ی رویایی کو، او بود کمی شعر و هوایی ابری، امروز نه ابریست، نه شعریست، نه او!
مهشاد
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس میشوند، میگویند حساسیت فصلی است، آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم
مهشاد
اگرچه نازنینان را وفا نیست ، گلستانی چو باغ آشنا نیست ، اگر بر اوج آسمان هم پا گذارم ، دلم یک لحظه از یادت جدا نیست .