7 خط با خدا تقدیم به تمامی دوستای گلم : خط یک = اول مبارک بادِ عید ، غم و غصه فرت ، پول تو دستو دست تو دست زید ! خط دو = وفورِ گولوله ، مثلِ کم برادری به معنیه واقعی بدون غم ، نباشه هیچ غم و غصه ، حتی زیادو کم ! خط سه = زندگی یه تسه ، کلاغه نریسیده به خونش تو غصه ، یه کاری کنیم ایندفه برسه ! خط چهار = شفایِ بیمار ، بخونیم عمن یوجیبو روزی بیست بار ، ولی اینبار واسه سلامتی دل و دلدار ، حالا یه نفس تو تازه کن منم یه نخ سیگار ! خط پنج = به نامِ اون که هست خداوندگارِ رنج (مادر) ! خط شش = رسیدیم به خطِ عشق ، خدا بیا واسه جوونامون یه زحمتی بکش ، دوشاخه عشق رو از پیریز نکش ! خطِ هفت = فقط بیامرزش هر کی رفت !!! #بی احساس
کاش می شد شروووووووع نکرد که بخواهی تمام کنی.....................می خواهم به گذشته بر گردم می خواهم به جای اینکه رج به رج ببافم بشکافم ..خسته ام از نقابهای بی تفاوتیم................خسته ام از مرسی ممنون خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوبم خودم را که دیگر نمی توانم خر کنم من خوب نیستم تا انهدامه روحم تا پاک شدنم از بودن راهی نمانده خسته ام ..................................می خواهم فقط یک لحظه به خدا بگووووووووووووووووویم بایستد باور کند دارد به ترکستان می رود ..........................................همین این تمامه من است
از اونایی که دنبالم کردن،دیدگاه گذاشتن و ..... نهایت تشکر رو دارم.... حالا مرغ و خروس و اردک عید شما ( جلو جلو )مبارک و امیدوارم سال خوب و پر از شادی در اغوش گرم خانواده شروع کنین
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپهای گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیشبینیاش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود
سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد
و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پینهای چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم
فردا دیگر برای قدم زدن نمیآیم.
تنها برو!
دکتر علی شریعتی
مولای من! تو را امام غریب مینامند، میدانم بد میزبانی بودند و در مهماننوازی وفا نکردند.
مولای من! بعد از گذشت روزگار، حال تو میزبان ما هستی؛ تو میزبان گریهها و نیازها؛ غمها و دلتنگیهای ما هستی.
تو که غریبی را احساس کردهای! حال غریبهها به آستان کرم تو چشم دوختهاند و به دستان پر مهرت توسل کردهاند.
من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی...!! مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی...!! مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت...!! بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی...!! ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی...!! از همین نغمه تاریک مرا ترساندی...!! بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست...!! بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی...!! دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت...!! عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی...!! قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود...!! تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی...!! جمع کن: رشته ایمان دلم پاره شده است...!! من که تسبیح نبودم، تو چرا چرخاندی...؟! 90.11.03 مژگان
ممنون
14 سال و 5 ماه و 13 روز و 3 ساعت و 47 دقيقه قبل
14 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 30 دقيقه قبل


14 سال و 5 ماه و 12 روز و 31 دقيقه قبلممنون مثل همیشه زیبا




14 سال و 5 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 21 دقيقه قبل
14 سال و 5 ماه و 2 روز و 10 ساعت و 14 دقيقه قبل