مهشاد
نیازی به شتاب نیست چرا که هدفی نیست تا برایش بشتابی هدف پیشاپیش همراه تو است اگر شتاب کنی آن را از دست خواهی داد
مهشاد
کودکان احساس! جای بازی اینجاست. زندگی خالی نیست. مهربانی هست. سیب هست، ایمان هست. *سهراب سپهری*
مهشاد
بچه بودیم ار آسمان باران می آمد بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم بزرگ شدیم تو خلوت بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه بچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه بچه که بودیم بچه بودیم بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ؛ دیگه همون بچه هم نیستیم
مهشاد
چرا ماهی ها اشتباه می کنند؟ قلاب نشان کدامین سوال است که به آن پاسخ می دهند؟؟
مهشاد
شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد.ناگهان خدافرمود:او را به بهشت ببرید.فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود:او چندبار به عقب نگاه کرد...او به بخشش من امیدوار بود و من بنده ام را نا امید نميكنم
مهشاد
زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که...؟؟؟ جواب علامت سؤال را در قسمت نظرات بدهید
مهشاد
برای رسیدن رفتن لازم است اما هر رفتنی رسیدن نیست
مهشاد
شاید هیچ وقت ندانی که چقدر تنهایی شاید هیچ وقت نپرسی که غیر از آواز قناری آواز خوش دیگری هم هست
مهشاد
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست. فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ، طلا و غذا نیست
مهشاد
شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود
مهشاد
با لبخندے ماسیده و چشمانے ســـرد و نگاهے ڪﮧ چیزے را مے جویــد از میان متعلقات خــدا آرام بخواب" نازنیــ♥ــنم" بعد از تو دیگر با خدا معاملـﮧ نخواهم ڪـرد
مهشاد
بَچه کـــِ بودم ، بَستَنـــــے ام را گــاز مے زَدَنـد قیامَتـــ به پـآ میکردم ، چـه بیــــهوده بُزُرگــــ شُدم... حالا روحَــم را گـاز مےزنند و مےخندم!
مهشاد
بــلور ِ تنــهایـی اَم تَـــرَک بــرداشت ! واهــمه دارم مــزه ی انتــظارت را نــدهــد لحــظه هـــایـــم !!