بازی با کلمات و دِل واژه ...
تنهایی ... بدون ساز ........
مجید
ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد! معنی خوشبختی ، بودن اندوه است...! این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور- چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند. همه را با هم و با عشق بچین... ولی از یاد مبر- پشت هر کوه بلند- سبزه زاری است پر از یاد خدا! و در آن باز کسی با صدایی آرام و مطمئن می خواند - که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا ؟
آیینه ی خیال
بــــــــــاران ِ عجیبیـــســـــت شایـــ ـــــد ............جایـــــی دریــــایی بر بــــــاد رفتــه باشـــــد.........
مجید
بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم !/ بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل !/ با دلت ، دل حکم کن !/ حکمِ دل :/ هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا ما دلهایمان را رو کنیم .../ ... ... دل که رویِ دل بیفتد ، عشق حاکم میشود ... پس به حکمِ عشق ، بازی میکنیم ./ این دلِ من !/ رو بکن حالا دلت را !/ دل نداری ؟!/ بُر بزن اندیشه ات را .../ حکم لازم ، دل سپردن ، دل گرفتن ، هر دو لازم...
ستایش
دود ســـــیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهم . کــم رنگ اســت ولی دو رنگ نیســـــتـــ....
...غزلواره ...
اي كاش ...فرياد آنقدر بي صدا بود ...كه حرمت سكوت را نمي شكست...
...غزلواره ...
کسی ما را نمی جو ید.. .کسی ما را نمی پرسد.. کسی تنهایی ما را نمی گرید .دلم در حسرت یک دست ..دلم در حسرت یک دوست.. دلم در حسرت یک بی ریای مهربان مانده است..
مامانِ یاسمین
شکلاتهای زندگیم زیاد شده ... دیگه داره دلمو می زنه !
آیینه ی خیال
به تو عادت کردم ...مثل پروانه به شمع ....و تو هر لحظه که از من دوری..... من به ویرانگری فاصله می اندیشم ....در کتاب احساس واژه ی فاصله ........یک فاجعه معنا شده است.........
مامانِ یاسمین
هر چه خوبیست می ستایم / سلاااااااام به همه خوبای دنبالری
مجید
مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی
هر چه میخواهی آرزو کن/ هر جایی که میخواهی برو/ هر آنچه که میخواهی باش/ چون فقط یک بار زندگی می کنی/ و فقط یک شانس داری/ برای انجام آنچه میخواهی...
14 سال و 6 ماه و 29 روز و 12 ساعت و 3 دقيقه قبلگوش کن.....
14 سال و 6 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 58 دقيقه قبلوزش ظلمت را میشنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی مینگرم...
من به نومیدی خود معتادم...
زندگی دفتری از خاطرهاست. يک نفر در شب کم، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست، يک نفر همسفر سختي هاست، چشم ها باز کنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم...
14 سال و 6 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبل