مجید
حذف كاربري.دوستان همگي باي
مجید
دنیا دو روزه،یک روز با تو و یک روز علیه تو،روزی که با توست مغرورنباش و روزی که علیه توست صبور باش،چون دو روز پایان پذیرند...
مجید
ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند ، چه تلخ است اين قصه ی عادت ...
مجید
قاصدک غم دارم، غم آوارگی و دربدری، غم تنهایی و خونین جگری - قاصدک وای به من همه از خویش مرا می رانند، همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند- مادر من غم هاست،مهد و گهواره ی من ماتم هاست، قاصدک دریابم! روح من عصیان زده و طوفانیست، آسمان نگهم بارانیست - قاصدک غم دارم،غم به اندازه سنگینی عالم دارم، غم من صحراهاست،افق تیره او ناپیداست - قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی - و به تنهایی خود در هوس عیسایی، و به عیسایی خود منتظر معجزه ای _غوغایی - قاصدک حال گریزش دارم، می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست، پستی و مستی و بد مستی نیست - می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست- شاید آن نیز فقط یک رویاست...
مجید
گاهی در زندگی دلت به قدری برای کسی تنگ می شود/ که می خواهی او را از رویاهایت بیرون بكشي/ و آرزوهای خود در آغوش بگیری...
مجید
ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد! معنی خوشبختی ، بودن اندوه است...! این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور- چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند. همه را با هم و با عشق بچین... ولی از یاد مبر- پشت هر کوه بلند- سبزه زاری است پر از یاد خدا! و در آن باز کسی با صدایی آرام و مطمئن می خواند - که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا ؟
مجید
من و تو میدانیم کز پی هر تقدیر ، حکمتی می آید ، من و فرسایش دل ، تو و تصمیم و مکان ، ما و تقدیر و زمان چه شود آخر دلتنگیها ! خدا می داند . . .
مجید
تو مرا می فهمی / من تورا می خواهم / و همین ساده ترین قصه یک انسان است / تو مرا می خوانی / من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم / و تو هم می دانی / تا ابد در دل من می مانی...
مجید
اگر دلت گرفته سکوت کن، این روزها هیچ کس معنای دلتنگی را نمیفهمد... bye
مجید
من از نهایت شب حرف میزنم / من از نهایت تاریكی / و از نهایت شب حرف میزنم / اگر به خانه من آمدی / برای من ای مهربان / چراغ بیاور / و یك دریچه كه از آن / به ازدحام كوچه ی خوشبخت بنگرم!
مجید
روزگاريست غريب / يادگاريست عجيب / اشك ها در طپش حادثه ها مي ريزد / حرفهاي تكراري، آرزو پوشالي، نفسم در پي يك ثانيه احساس لطيف، چشم ها درمانده ي لحظه ها ، جامانده، و خدايي كه به تو نزديك است، چمدانها بسته، واژه ها دلخسته ، همگي قصد سفررا به افق ها دارند، مردمان افسرده،ياس ها پژمرده، كوچه ابستن يك حس غريب، و من دلتنگ يك غربت به جا مانده از غروب...
مجید
فرقـے نمـے کند !! بگویم و بدانـے ...! یا ... نگویم و بدانـے..! فاصله دورت نمی کند ...!!! در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...! جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.: دلــــــــــــــم.....!!!
مجید
بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم !/ بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل !/ با دلت ، دل حکم کن !/ حکمِ دل :/ هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا ما دلهایمان را رو کنیم .../ ... ... دل که رویِ دل بیفتد ، عشق حاکم میشود ... پس به حکمِ عشق ، بازی میکنیم ./ این دلِ من !/ رو بکن حالا دلت را !/ دل نداری ؟!/ بُر بزن اندیشه ات را .../ حکم لازم ، دل سپردن ، دل گرفتن ، هر دو لازم...
مجید
salam.khobi? dg rasman mano faramosh kardi areeee?eb nadare.man hamishe be yadetam.omidvaram shado khoshbakhto salem bashi.tnx bye

14 سال و 6 ماه و 26 روز و 6 ساعت و 41 دقيقه قبلخوب کاری کردی.
14 سال و 6 ماه و 26 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبلبازم خوبه دلشو داشتی.
موفق باشی بای.
khodafez!
14 سال و 6 ماه و 26 روز و 6 ساعت و 39 دقيقه قبل توسط موبایلمجید...
14 سال و 18 روز و 12 ساعت و 27 دقيقه قبل6ماه و 7 روز و 18 ساعت و 12 دقيقه قبل !