دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مجید
مرد
امتیاز: 159.35

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(47 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

مجید
مجید

قصه عشقت را ... / به بیگانگان نگو !!!/ چرا که این کلاغهای غریب/ بر کلاه حصیری مترسک نیز/ آشیانه می سازند ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مجید
مجید

روزگاريست غريب /يادگاريست عجيب /اشك ها در طپش حادثه ها مي ريزد /حرفهاي تكراري، ارزو پوشالي، نفسم در پي يك ثانيه احساس لطيف، چشم ها درمانده ي لحظه ها ، جامانده، و خدايي كه به تو نزديك است، چمدانها بسته، واژه ها دلخسته ، همگي قصد سفررا به افق ها دارند، مردمان افسرده،ياس ها پژمرده، كوچه ابستن يك حس غريب، و من دلتنگ يك غربت به جا مانده از غروب... خدا نگهدار همه دوستان

مجید
مجید

بهار و این همه دلتنگی ؟ ... نه، شاید فرشته ای فصل ها را به اشتباه ورق زده باشد .روزگار رفت و من همچنان دامن باغ می گیرم و به نهال شک هایم آب تردید می دهم اما در این میانه می خواهم بانگ زنم که این کیست که تیشه بر پای و پر درخت نقاشی های کودکی ام می زند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مجید
مجید

انگشتت را / هرجای نقشه خواستی بگذار / فرقی نمی کند / ...تنهایی من / عمیق ترین جای جهان است / و انگشتان تو هیچ وقت / به عمق فاجعه پی نخواهند برد ...

مجید
مجید

کاش بر ساحل رودی خاموش/ عطر مرموز گیاهی بودم/ چو بر آنجا گذرت می افتاد/ بسراپای تو لب می سودم/ کاش چون نای شبان می خواندم/ بنوای دل دیوانه تو/ خفته بر هودج مواج نسیم/ می گذشتم ز در خانه تو...

مجید
مجید

و اکنون تو با مرگ رفته ای ؛/ و من این جا ، تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس ، گامی به تو نزدیک تر می شوم/ این زندگی من است ...

مجید
مجید

سکوت نکن ..../ سکوتت تمام کوچه های بی سر / تمام تاریکیهای تنها / تمام شبهای یک طرفه / تمام خیابانهای بی خط / تمام منی که نیستم ..../ سکوت تو بن بست تمام لحظه های من است / سکوت نکن نازنینم ...

مجید
f7ed94f5b7.jpg مجید

شبی خواهد رسید از راه،‏/ ،که می تابد به حیرت ماه / می لرزد به غربت برگ ،‏ / می پوید پریشان، باد. ‏/ فضا در ابری از اندوه/ درختان سر به روی شانه های هم / -غبارآلود و غمگین- / رازواری را به گوش یکدگر / آهسته می گویند. ‏ دری را بی امان در کوچه های دور می کوبند. /‏ ‏چراغ خانه ای خاموش، ‏/ درها بسته، ‏/ هیچ آهنگ پایی نیست. ‏/ کنار پنجره نوری، نوایی نیست... ‏ هراسان سر به ایوان می کشاند بید / به جز امواج تاریکی چه خواهد دید؟ / مگر امشب، کسی با آسمان، با برگ، با مهتاب / دیداری نخواهد داشت؟ / به این مرغی که کوکو می زند تنها، ‏/ مگر امشب کسی پاسخ نخواهد داد؟ / مگر امشب دلی در ماتم مردم نخواهد سوخت / مگر آن طبع شورانگیز، خورشیدی نخواهد زاد؟ / کسی اینگونه خاموشی ندارد یاد... /‏ شگفت انگیز نجوایی است ! ‏ در و دیوار/ به دنبال کسی انگار/ می گردند و می پرسند: ‏/ از همسایه، از کوچه. ‏/ درخت از ماه، ‏/ ماه از برگ، ‏/ برگ از باد ! ‏

مجید
مجید

به پریشانی یک آرزوی آشفته /چه می دانم چگونه ؟ از تنهایی اتاق گریختم ...

مجید
مجید

هر کسی را نه بدان گونه که « هست »، احساس می کنند/ بدان گونه که « احساسش » می کنند ، هست

مجید
مجید

خدایا کفر نمی‌گویم،/ پریشانم، / چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! / مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. / خداوندا! / اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی / لباس فقر پوشی / غرورت را برای ‌تکه نانی / ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ / و شب آهسته و خسته/ تهی‌ دست و زبان بسته / به سوی ‌خانه باز آیی/ زمین و آسمان را کفر می‌گویی/ نمی‌گویی؟! / خداوندا! / اگر در روز گرما خیز تابستان / تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی / لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری / و قدری آن طرف‌تر / عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ / و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد / زمین و آسمان را کفر می‌گویی/ نمی‌گویی؟! / خداوندا! / اگر روزی‌ بشر گردی‌ / ز حال بندگانت با خبر گردی‌/ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. / خداوندا تو مسئولی / خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن / در این دنیا چه دشوار است، / چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است ...

مجید
%25D8%25B9%25DA%25A9%25D8%25B3_%25D8%25A8%25DA%2586%25D9%2587_%25D9%2586%25D8%25A7%25D9%2586%25D8%25A7%25D8%25B2-other.jpg مجید

کی دوست داره بچش این شکلی باشه ؟؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
مجید
مجید

بعد از ماه های بلند زمستانی،/ نخستین بنفشه را می بینی!/ سنگی به شکل قلب میابی،/ درگذری!/ درشبی روشن از ستارگان،/ آوای بلبلی را میشنوی!/ با هشیاری ات در مقابل زندگیء/ هرروزرا./ هرروزرا./ افسون می کنی!/ باجادوی عشق...

مجید
مجید

چه دشوار شده است دم زدن !/ در این جا که هر درختی مرا قامت تفنگی است/ و صدای هرگامی غمم !

مجید
مجید

تو بگو / وقتی خواب بودم / چه کسی مداد رنگیشُ برداشت / و / فاصله ها رو پٌررنگ کرد ؟؟