اون روزی رو که به دنیا اومدی خوب یادمه:>>>{ #7_ماه_و_21_روز پیش ساعت 2و نیم نصفه شب بود.../ که:>( بهم خبر دادن پا گذاشتی به این دنیا که #اگه_چشات_رو_باز_کنی_پر_از_زیباییه...!!!) و از همون لحظه بود که:>>> شدی همه دنیام....!!!!} برام خیلی سخت بود که تا نزدیکای یه ماهگیت از #فرشته_ای_مثل_تو دور باشم ولی به اینکه #سالم ببینمت می ارزید.../ دیر به دیر میبنمت ولی:>>>{ یه لحظه هم شک نکن که:>> #نفسم_به_نفست_بنده.../ پس همیشه باش تا باشم} الان دلتنگی هامو اینجا برات مینویسم{#تو_خود_خود_دنبالر...!!} تا بعد ها که بزرگتر شدی:>> بیای اینجا و بخونیشون شاید اونموقع #دایی_ای_نباشه که نازت رو بکشه.../ شاید اونموقع داییت زیر یه مشت خاک باشه.../ {نمیخوام تلخش کنم} و یا شایدم اونموقع کنارت باشمو با هر #ناز_نگات و صدای خنده هات به عمرم اضافه شه..../خدایا برام حفظش کن و لبخندو هیچ وقت از لبش محو نکن{که میدونم #تا_خودش_نخواد_تو_نمیخوای...!!!}
بعضی اوقات آدم از یکی خوشش میاد بعد همه ی زندگیش رو براش نابود میکنه و وقتی بهش نزدیک میشه میبینه که اون آدم اصلا ارزش این کاراشو نداشته و اون وقت احساس میکنه همه ی دنیا رو سرش خراب شده و حالا من دقیقا این احساس رو دارم...
قدیما ظرف یکبار مصرف نبود، دختر همسایه دوبار میومد یه بار نذری میاورد، یه بار میومد واسه ظرفش آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت بعد میگن چرا آمار ازدواج کم شده شما دارین فرصتها رو از جوونا میگیرین... والا
سوگند جان.../
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 24 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 20 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 17 دقيقه قبل