دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ی لبخند : )

بودم در زندگی..دیدم او با دیگری خوش تر است......رفتم.... درباره »
ی لبخند : )
زن - مجرد
امتیاز: 7157

دنبال‌شدگان

(1602 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1004 کاربر)

گروه‌ها

(33 گروه)

بازدید

ی لبخند : )
ی لبخند : )

آآآآآآآووو تا الا ای گروه کورا نابو که مار؟؟؟؟؟ چی چی گوته درین آخه شومو.....

ی لبخند : )
ی لبخند : )

(ر^^)

ی لبخند : )
ی لبخند : )

بعضی وقتا خیلی سخته که پیش بقیه وانمود کنی حالت خوبه ! در حالی که دوست داری از ته دل فریاد بکشی ... !

ی لبخند : )
ی لبخند : )

میگن سه موقع دعا برآورده میشه: یکی وقت غروب یکی زیر بارون یکیم وقتی دلی میشکنه من وقت غروب زیر بارون با دلی شکسته دعا کردم خدایا هیچ دلی نشکنه...

ی لبخند : )
ی لبخند : )

یه سایت آپلود کلیپ کسی سراغ نداره بدون عضویت بشه آپ کرد؟

ی لبخند : )
ی لبخند : )

یکی از پارادوکس های عجیبی که هی میشنوم - " هیچی نگو. فقط توضیح بده...

ی لبخند : )
ی لبخند : )

.. بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد ما چترمان خداست

ی لبخند : )
ی لبخند : )

بهم گفت يه آرزو دارم برام دعا كن. چه شبها كه اشك ريختم و برايش دعا كردم. اما حيف كه نميدونستم آرزويش جدايى از من بود...

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

بوی مهربانی میآید... کجا ایستاده ای ؟ در مسیر باد !؟

ی لبخند : )
ی لبخند : )

دختره قیافش عین قاشق مربا خوری میمونه برداشته تو پروفایلش نوشته: درگیر من نشو ، همــــدم نمیشوم! اعتماد به نفس بعضیا صــــــــــــــــــاف رو اعصابه

ی لبخند : )
ی لبخند : )

واستا دنیا من میخوام پیاده شم -همینجا...؟ + بله لطفا! چند میشه؟ -کجا سوار شدی؟ + دهه ه60 بود -برو داداش... صلوات بفرست ، ما از ادمای بدبخت پول نمیگیریم

ی لبخند : )
ی لبخند : )

یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه ، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم! از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ، من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ، 10 جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...، چایی ریختم روش ... مژی هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و ... بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد ... آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژی کوبید و گفت : منو چی فرض کردی؟ اینکه سالنامه 1390 هست! تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟ و اینگونه بود که مژی هنوز مجرد است...

ی لبخند : )
ی لبخند : )

خسته شدم از آدمهایی که میگن : تو خیلی خوبی ، من لیاقت تو رو ندارم!! بی لیاقت های عزیز ... حداقل واسه رفتنتون یه ریزه خلاقیت به خرح بدین ...

ی لبخند : )
ی لبخند : )

بچه ها توي کلاس داشتند سر و صدا مي کردند که ناظم مياد تو با عصبانيت مي گه : اينجا طويله است؟ يکي از بچه ها مي گه : نه آقا اشتباهي اومديد! اصن يه وضي

ی لبخند : )
ی لبخند : )

بزرگترین بدشانسی ک میتونست سرم بیاد تو این وضعیت