ی لبخند : )
الان خیلی حرفِ نگفته اومد ک نه میشه ب جمله کرد اینجا نوشت نه آدمش هست ک بگم...
ی لبخند : )
ی نگاه ب بقیه ، ی نگاه ب خودمون
آبانی ها
ماهِ من، اومدنِ فصل تـــــــــــــــ مبارکـــــ♥ـــــــ
ی لبخند : )
تمام و فکرو ذهن این شه ک دیگه چیکار کنم ک وضع تغییر کنه .....
ی لبخند : )
کیه ک درک کنه : | دنیا حرف باشی اما حرفت واسع خودت حرف باشع نه کسِ دیگع
ی لبخند : )
خوبه دلتنگی واست معنا ندارع : )
ی لبخند : )
خیلی وقت بود شبـــــــــــ ، اونم تو این ساعت گریه نکرده بدوم.... گاهی لازمه
ی لبخند : )
دیگع چندبار دیگه باس بگم "درست میشه...همه چی خوب پیش میره بعدا...صبر کن صبر کن صبر کن...این مسخره بازیا تموم میشع"...! نه ی انسان چقدر تحمل داره؟
ی لبخند : )
شاید واسه دلتنگ شدنِ ی کسایی ، بهتره ی مدت ، ی چن وقت ازشون دور بود .... [نتیجه یا ب فراموشی سپرده میشی ، یا از دلتنگی نزدیکت میشن]
ی لبخند : )
شنیدنِ ی حرفایِ سنگینی از ی دهن و زبونی ک هیچ انتظاری ازش نداشتی... حتی یه درصد ...
از نگرانی واسه آدمایی ک نمیفهمن نگرانی چیه...
13 سال و 4 روز و 3 ساعت و 41 دقيقه قبلاز بی تفاوتیِ آدمی ک میدونه کارِش ناراجتی میاره اما باز ادامه میده...
از آدمایی ک حرف هاشون با عملشون زمین تا آسمون فرقه...
از آدمی ک روز و شبِ ش میگذره بی اونکه توجهی ب نزدیکاش کنه...
از آدمی ک قول میده اما ب فراموشی میسپارتش...
از همه بدترش اینه ،همه اینا شایدم بیشتر از اینارو میببینم اما قبولشون نمیکنم..
باورشون نمیکنم...
باز مث سیریش باهاشون زندگی میکنم
: )
ی جمله واسه جوابِ هرکدومشون :" جونت ب سلامت"