دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ی لبخند : )

بودم در زندگی..دیدم او با دیگری خوش تر است......رفتم.... درباره »
ی لبخند : )
زن - مجرد
امتیاز: 7157

دنبال‌شدگان

(1602 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1004 کاربر)

گروه‌ها

(33 گروه)

بازدید

ی لبخند : )
ی لبخند : )

همشهــــــــــــــــــــــــــــــریام کجـــــــــــــــــــــان؟ بچه های رودســـــــــــــــــــــــــــر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ی لبخند : )
ی لبخند : )

ســـــــــــــــلوم ســــــــــــــــلوم.........

ی لبخند : )
ی لبخند : )

آخرين آنلاين‌ها(102 کاربر)

ی لبخند : )
ی لبخند : )

دلتنگ تو امروز شدم تا فردا… فردا شد و باز هم تو گفتی فردا… امروز دلم مانده و یه دنیا حرف… یک هیچ به نفع دل تو تا فردا!!!

ی لبخند : )
ی لبخند : )

این وبلاگمه.........خوشحال میشم نظراتونو ببینم..... [لينک]

ی لبخند : )
ی لبخند : )

ویروسی به نام دختر جیبها تو Searchمی‌کنه! پولاتو Delete می‌کنه! خانوادتو Edit می‌کنه! ارتباط با دوستاتو Cut می‌کنه! دوستهای خودشو Paste میکنه! موبایل‌تو Scan می‌کنه! خوشی‌هاتو Cancel می‌کنه! اموالتو Rename میکنه! هر چی قربون تصدقش بری تو Recycle Bin میکنه! هر چی منفی بهش گفتی Save میکنه! هر وقت باهات دعواش بشه همشونو Restore میکنه! روتو زیاد کنی Reboot تت میکنه! آخرش هم ، مخت رو Hang می‌کنه!

ی لبخند : )
ی لبخند : )

هيچ وقت مغرورنشو ، برگ ها وقتي مي ريزند که فکر مي کنند طلا شده اند...

ی لبخند : )
ی لبخند : )

به یارو میگن طاقت شنیدن خبر بد داری ؟ میگه آره ، گفتن بابات مرد ! گفت: خاک تو سرت فکر کردم یارانه ها رو قطع کردن !

ی لبخند : )
ی لبخند : )

مهم نیست چند بار شكست خوردید،شما به دنیا آمدید كه پیروز شوید.

ی لبخند : )
ی لبخند : )

برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین آنها نباشین

ی لبخند : )
ی لبخند : )

معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ... دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم! دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد....

این ارسال را بازنشر کرده است.
ی لبخند : )
ی لبخند : )

و عروسی یکی میخواست یکی رو بلند کنه برقصونه، طرف دوست نداشت برقصه؛ انقدر بهش گیر داد باید برقصی که آخرش دعوا شد!!! مملکته داریم؟

ی لبخند : )
ی لبخند : )

> خوشبختی فاصله این بدبختی تا بدبختی دیگر است .

ی لبخند : )
ی لبخند : )

نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
ی لبخند : )
ی لبخند : )

به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من / به که گویم که تو باران زمستان منی . . .