ی لبخند : )
از تو که حرف میزنم تمام فعل هایم ماضی می شوند ماضی خیلی دور ... کمی نزدیکتر بنشین دلم برای یک حال ساده تنگ شده است ....
ی لبخند : )
زنگ که بزنی آتش نشانی نیم ساعت بعد با سلام و صلوات می رسه، اما زنگ بزن گشت ارشاد!!! بگو همسایه روبرویی پارتی گرفته اونم مختلط، قبل از این که گوشی را بگذاری سرجاش، با سه تانک و 2 هلیکوپتر از زمین و هوا می ریزن اونجا!!! تازه حکم ورود به منزل هم دستشونه .
ی لبخند : )
یه توپ دارم قلقلیه ) پ نه پ شش ضلعی نامنتظمه! ( میزنم زمین هوا میره ) پ نه پ می خواستی زمین و حفر کنه برسه مرکز زمین! ... ( نمی دونی تا کجا میره ) پ نه پ می دونم نمیگم که ریا نشه! ( من این توپو نداشتم ) پ نه پ داشتی ، رو نمی کردی! ( مشقامو خوب نوشتم ) پ نه پ همش برو دنبال یللّی تللّی! ( بابام بهم عیدی داد ) پ نه پ می خواستی روز مادر بهت کادو بده! ( یه توپ قلقلی داد ) پ نه پ می خواستی یه دونه بی ام 730 بهت بده!
ی لبخند : )
کلا" افرادی که ازدواج میکنند دو دسته هستند... آنهایی که از جونشون سیر شدن آنهایی که قصد جون دیگری را دارند....
ی لبخند : )
پرسید خدا را چگونه دیدی؟ گفت آن گونه که هرچه خواستم نشد و هرچه خواست شد!...
ی لبخند : )
به اندازه تمام خوبی هایت به تو بدی می کنند، این قانون زندگی است، هر عملی را عکس العملیست برابر و خلاف جهت آن...
ی لبخند : )
شـــــ ـايـد " تـكـراری " باشــ ـم ... امـــــــ ـا شک نـــــكـــ ـن ؛ تـكــ ـرار نميشـــــــــ ـم !
ی لبخند : )
اين روزا ايرانسل انقدر به من اس ام اس داده ، من كه زن دارم ، دارم وسوسه ميشم باهاش ارتباط برقرار كونم ، فقط اميدوارم مرد نباشه ، يعني دوسم داره؟
ی لبخند : )
من زانوهایم رابه آغوش كشیده بودم وقتی تو برای اغوش دیگری زانوزده بودی...
ی لبخند : )
به سلامتی همه اونایی که دلشون از یکی دیگه گرفته ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن میگن بخاطر پاییز و غروب روز تعطیلِ