ی لبخند : )
یه حس تنفر....یه حس خستگی.....حس بریدن
ی لبخند : )
آنقدر پیش این و آن از خوبی های نداشته ات گفتم که... وقتی سراغت را میگیرند، شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت..
ی لبخند : )
کاش فقط میتونستیم واسه یه روز هم که شده بر میگشتم به چند سال قبل تا بهت بگم که نامردی هنر نیست که بهش افتخار می کردی....هرکی میتونه نامرد باشه...
ی لبخند : )
به احترام دله شکسته ام سکوت میکنم ...نه به احترام تو..........!!!
ی لبخند : )
عجـــیب اســــت... تنـــها آغوشــی آرامـــت می كند كه دلــت رابــه درد آورده
ی لبخند : )
دیـر یـا زود ، حـملـه خـواهنـد کـرد . . خـاطـراتـی کـه زبـان ِ آدمیـزاد نـمی فـهمـند !
ی لبخند : )
خدایااااااااااا.......پس کو جوابم....
ی لبخند : )
هرگز یرای کسی گریه نکن هیچ کس ازرش اشک هایت را ندارد اگر هم داشته باشد باعس ریخت نشان نمی شود
ی لبخند : )
فقـــــــط دوری نیـــــــست که آدم رو می ســــــــــوزونه ! بـــــــــــودن و مــــــــــــال تو نبــــــــــودن دردش بیشـتره . . . . .
ی لبخند : )
به کوچه ای وارد میشدم،پیرمردی از آن خارج میشد گفت:نرو بن بست است ،گوش نکردم ، کوچه بن بست بود! برگشتم به ابتدای کوچه که رسیدم،پیر شده بودم !
ی لبخند : )
احساس خفگــــــــــــــــــی
ی لبخند : )
خــــــــــــــــــــــــــدایا از این دنیات به کجاااااااااا پناه ببرم؟ دنیای مجازی بس نیست؟
ی لبخند : )
زنی را دیدم: زاده شد تا دختر کســــــــــی باشد. بالید تا خواهر کســــــــــی باشد. ازدواج کرد تا زن کســــــــــی باشد. ... زاد تا مــــــــــادر کســــــــــی باشد... بیشتر برای همه "کســـــــــی" بود و برای خود "هیچ کس . . .