بگـــــو خدا گوش کند.. بگــــو دنیا بایستد... بگــــو چراغ ها را خاموش کنند.. شمع ها را روشن.... آرامشِ ام آمده است بــگو خدا بداند ، غرورم را از من نمی تواند بگیرد.....
آدم که غمگین می شود، خودش را جدا می کند از جمع،........ که مبادا آسیبی به خوشی های دیگران بزند......... مورد فراموشی قرار می گیرد...... و تنها تر و تنها تر می شود. ............آنچنان در تنهایی خود غرق می شود......... که دیگر با هیچ تلنگری بر نمی خیزد. ............و این آغاز تلخ یک پایان است...
دوستانم #سرزنشم می کنند ! می گویند : #رفته را باید #فراموش کرد ! که باید با #زنده-ها زندگی کرد.. در جوابشان #لبخند می زنم ! بلند می شوم از رویِ میز ، برایت #چای برمیدارم ! می آیم #کنـار ِ تــو ، نزدیکِ #پنجره می ایستم.. رویِ پنجه بلنـد می شوم ، و #صورتت را #میـبوسم ! آن ها #بهت-زده ، نگاهم می کنند !!!