رييس ديوونه خونه 3 تا از بهتريناشو براي امتحان مياره اتاقش تا اونارو امتحان كنه به اولي ميگه دو دو تا ديوونه اولی ميگه 57 تا ....... ميگه تو ردي به بعدي ميگه دو دو تا ديوونه دومی ميگه سه شنبه ....... ميگه توام ردي به بعدي ميگه دو دو تا ميگه چهارتا ميگه افرين چطوري اينو فهميدي؟؟؟ ميگه 57 رو از سه شنبه كم كردم ؛ 4 شد
مردم دارن از گرسنگی میمیرن نصف برنامه های تلویزیون شده آشپزی!!! "خـُ لامـصـّبا " دوتا برنامه اختلاس بذارین ملت فنون اختلاسو یاد بگیرن شکمه هفت جد و آبادشونو سیر کنن!!!
خانوادگی دور هم بودیم داشتیم فیلم تماشا میکردیم، یهو مادرم جیغ کشید گفت: صحنه، صحنه!… بابام هم هول شد، با ریموت زد یه کانال دیگه که ما چیزی نبینیم. اعصابم داغون شده. قراره یکی از بچهها تا آخر هفته برام این فیلم را بیاره که فقط توش صحنه داره. خودش دیده، خیلی تعریف میکنه. میگه بازیگراش از اول تا آخر فیلم مرغ میخورند به این گندگی، با چه ملچمولوچی…!
دختر:می دونی فردا عمل قلب دارم؟
پسر:آره عزیزم
دختر:منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره بر میگرداند تا دختر اشکش را نبیند و گفت:منتظرت میمونم
دختر:دوستت دارم
... ... بعد از عمل،دخترداشت به هوش می آمد،به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد
پرستار:آروم باش عزیزم تو باید استراحت کنی
دختر:ولی اون کجاست؟گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت؟
پرستار:در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت:میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختربه یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد،آخه چرا؟
پرستار:شوخی کردم بابا!رفته دستشویی الان میاد
خشنگه!
14 سال و 2 ماه و 2 روز و 3 ساعت و 59 دقيقه قبلمرسی
14 سال و 2 ماه و 2 روز و 3 ساعت و 30 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 14 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 12 دقيقه قبل