یه روز یه كامیون گلابی داشته توی جاده می رفته كه یه دفعه میافته توی یه دستانداز، یكی از گلابیها میافته وسط جاده، بر میگرده به كامیون نگاه میكنه و میگه: گلابیها، گلابیها! گلابیها میگن: گلابی، گلابی! كامیون دورتر می شه، صداشون ضعیفتر می شه. گلابی میگه: گلابیها، گلابیها! گلابیها می گن: گلابی، گلابی! باز كامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابیها، گلابیها! اما صدای گلابی دیگه به گلابیها نمیرسه! گلابیها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده كه گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمیداده! گلابی یه نفر رو پیدا میكنه كه موبایل دولتی داشته، زنگ میزنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابیها، وقتی كه گلابیها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابیها، گلابی ها! گلابی ها می گن: گلابی، گلابی.... #ادامش تو دیدگاه
پسرعموم رو بردیم ختنه کنیم بچه گریه میکرد میترسید، دکتر گفت نترس قراره مرد بشی! بچه تو حین گریه گفت یعنی تو الان مردی ...دکتره سرخ شد گفت بله ....بچه با گریه گفت کو ببینم.. آقا دکتره یهو لال شد فکر کنم ..........
من غیرت داشتم...
آتیشی توی وجودم به پا شد از کار خودم...
ولی دوستم گفت اون کی تو میشه؟؟؟
ولی به نظر من همه دخترای ایران زمین ناموس من هستن و ....
من اشتباه رفتم آخر ماجرا را...
کاری که تونستم بکنم فقط عصبی بشم...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 27 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 2 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 1 ساعت و 7 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 34 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist