دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

همــــــه چیز خنـــــده دار بود ! داشتنِ تــــــــو ... بودنِ مــــــن ... ماندنِ مـــــا ... رفتنِ تـــــــو ... ... ... رفتنِ من ... این همه ... آه گاهی از اینهمه خنــــــــــده ، گریه ام میگیرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

احساس من اینجوریه

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خدا ابر رو به گریه میاره تا گلها بخندن، پس هر وقت بارون آمد یادت نره بخندی...

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

نمي دانم چه مي خواهم خدايا به دنبال چه مي گردم شب و روز چه مي جويد نگاه خسته ي من چرا افسرده است اين فلب پر سوز ز جمع آشنايان ميگريزم به کنجي مي خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تيرگي ها به بيمار دل خود مي دهم گوش گريزانم از اين مردم که با من به ظاهر همدم و يکرنگ هستند ولي در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پيرايه بستند از اين مردم که تاشعرم شنيدند به رويم چون گلي خوشبو شکفتند ولي آن دم که در خلوت نشستند مرا ديوانه اي بد نام گفتند دل من اي دل ديوانه ي من که مي سوزي از اين بيگانگي ها مکن ديگر ز دست غير فرياد بس کن اين ديوانگي ها را

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بوی تند انقراضت که بلند شود ، تـب انتـقـام می افتد از سر خاطرات جــذامی ام !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ياد سهراب بخير آنكه تا لحظه خاموشى گفت : تو مرا ياد كنى يا نكنى ، من به یادت هستم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

من ي توست... خانه ي دائم ... خانه ات را مي خواند، و تمام در پي ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

نیلوفر غم همچون نیلوفر به جانم غصه ها پیچیده است دست تقدیر از لبانم خنده ها چیده است طفل دل را پیر کرد ،این روزگار حیله گر هردم از شاخ دلم امید را ببریده است گوش جانم ناسزا از مردم نادان شنید ناسزاهایی که هرگز هیچکس نشنیده است شب سیاه و روز هم تاریکتر از شام تار مهر و مه در اسمان بخت من خوابیده است پرده چشمان من را پاره کرد اندوه دل راز خونبار مرا هر اینه فهمیده است نوبهار عمرم را بجز پاییز نیست که این تقدیر اینچنین باغ مرا دزدیده است

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

چـــه مـی دانـستــــــــم هــــــر کــــس ، نـیـسـتــــــــــ ، قـلبــــــــ هــا ز آهـــــن و سـنـگـــــــ ، هــا بـی خـبـــــر از عـاطــفــــــــه انـــد ، مــــــــن چــــه مــی دانـستـــــــــــم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خیلی یواش میگویم تا کسی که خوابش برده بیدار نشود ! :: ارزو میکنم شب های سرد زودتر تمام شود ... خدایا امشب را هم بخیر بگذران !

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بـــه لبـهــایــــــم مـــــزن قـفـــــل خــامــوشـــــی کـه در قـصــــهـ ای نــــاگـفتــــهـ دارم ز پــایــــــم بــــــاز کـــن ایــــن بـنــــد گــــــران را کـــه از ایـــــن ســــودا آشـفـتــــهـ دارم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

همینجا درست روبه روی من نشسته ای و در دنیای مدرن خودت بی تفاوت قدم میزنی سرت پایین است و نت های تکنولوژی را یکی یکی به سمت چشمانم پرت می کنی ... ومن به موهايي كه روي پيشاني ات ريخته فكر مي كنم و راه هاي بي سرانجام پيراهنت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد باور محال بودنش را عوض کن .

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

من از باکرگی مغز تو شعرها در رَحِم خودکار دارم به وقت زایش واژه کدامین آیینه مرا خواهد شکست؟ مردی که سیگار بر لب جام شرابش را می نگرد... به وقت زایش واژه و نوزادی که نیامده می میرد در بین هیاهو و بوق بوق ماشین ها و آسفالتی که هنوز سرد است و هنوز سیاه! در کجای این راه باید عاشق شد؟ در کجای این تیرگی؟ در این همهمه واژه گم می شود و خودکار با طنابی آویز به فکر جمله آخر می ماند و قتل عمد همین سکوت من نیست؟!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دست به ســر می کنم ثانیـــه ها را؛ دلـــم... یک اتفاق ناخوانده می خواهــــد...!