امروز لبم باد کرده بود مامانم به بابام گفت منو اذیت کرده لبش باد کرده من : بابام به مامانم : تو کیو اذیت کردی دماغت انقد شده ؟ من و بابام : مامانم به بابام : تو کیو اذیت کردی قدت کوتاه شده ؟ من و مامانم : شستن همدیگرو پهن کردن رو طناب . . می خواستم بگم همچین بنیان سستی داره خانوادمون !!
بابام میگه یه خودکار از تو کیفت در بیار دستمو کردم تو کیفم دارم دنبال خودکار میگردم میزنه پس کلم میگه زود باش مگه قرعه کشی یه هی دست میندازی توش می چرخونی ! ؟؟؟ نه واقعاً بابایه داریم؟!!!!
با برادرزاده ي سه سالم رفتيم رو پشت بوم، با هم ستاره ها رو نگاه ميكرديم. بهش ماه و ستاره ها رو نشون دادم و گفتم: نگاه كن، اينا چراغاي آسمونن، اون يكي چراغ رو ببين از همه بزرگتره، مثل چراغ وسط پذيرايي خونه... برگشت يه نگاه عاقل اندر سفيه بهم انداخت، با يه لحن جدي گفت: نه ، اون كوچيكا ستاره هستن، اون بزرگه هم كه تو آسمونه ماهه، چراغ نيستن. يعني تو عمرم اينقدر ضايع نشده بودم
من يه بار توي عمرم اومدم كمك كنم. اونم كه اينجوري شد : خاله مامانمو تو خيابون ديدم كه يه كيسه ي خاك سنگين روي دوشش بود. از گل فروشي تهيه كرده بود و براي باغچه مي خواست. رفتم و به زور ازش گرفتم. ديدم خيلي سنگينه روي زمين كشيدم. وقتي به خونشون رسيديم، ديگه هيچي خاك توي كيسه نبود. ديدم داره سبك مي شه ها، فكر كردم شايد خدا داره كمكم مي كنه. بنده خدا خودش نصف راه رو آورده بود
@آقـا اَمـیـن همین مونده بود که ایرانسلم SMS بده کسب مدال طلای المپیک حمید سوریان رو بهم تبریک بگه من نمیدونم این همه شارژو این ایرانسل دیـــوث از کجا میاره که هی زرت و زرت SMS میده دیوث یکم از اون شارژت رو به ما انتقال بده نمیمیره که
وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش دربیاد بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه ! میدونین حسش مث کتک زدن بچه لوس مهمون دور از چشم پدر مادرشه !
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 48 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 13 ساعت و 42 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 13 ساعت و 22 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 10 ساعت و 55 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist