•– - Mαт - –
تار .. دو تار .. سه تار .. روسریات را بردار امشب ! اجرای زندهی موهای ِتــوست ...!
•– - Mαт - –
گاهی دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد ؛ که بیاد تو تنهاییم .... و من اجازه ندم ! و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه و بگه : مگه من مردم که تنها بمونی ... !!
•– - Mαт - –
حسرت نديده ها..انعکاس کاشها مي روي و بيخود است باقي تلاشها آسمان شدي ولي هي خراش ميخوري از نوک حقير اين آسمان خراشها
•– - Mαт - –
خدا؟ آره خدا خیلی بزرگه ... خودمون ساختیمش که هر وقت توی دردسر افتادیم یکی از راه برسه و بگه خدا بزرگه؛ اما اشکالش اینه که زیادی بزرگه!
•– - Mαт - –
لعنت به بعضی خاطره ها که مثل مینهای عمل نکرده توی روحت کاشته شده ! و با یک حرف می ترکوننت ...
•– - Mαт - –
امروز را به باد سپردم ! امشب کنار پنجره بیدار مانده ام دانم که بامداد امروز دیگری را با خود می آورد تا من دوباره آن را بسپارمش به باد...
•– - Mαт - –
قسم خورده بودم که زندگی امروزم را با فردا گره بزنم... و با امروز زندگی ام ، کلامی از دیروز نگویم... قسم خورده بودم اما... همیشه خاطره ها سرزده می آیند و به دنبال آن ، حسرت ها... خاطره ی کوچه باران زاد... و حسرت نیامدن عابری که عاشق باران بود گرچه سهمش را گرفت ؛ نمناکی...در حوالی چشمی...
•– - Mαт - –
شــــب هـــا بـه وقـــت خوابــــ از طــــرف منــــ وجـــدانت را ببـــوســ اگــر بیـــدار شد بپـــرســ چـــطور مــےتواند شــب هـا بـه ایـــن راحـــتی بـــخوابد
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 6 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 23 ساعت قبل
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 40 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 45 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 13 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist