maya
از بس ننوشتم ، جوهر در قلم و کلمه در ذهنم خوشکیده . به یه گرما نیاز داره ، ذهنم ، قلمم . یه کم داری قرض بدی ؟ گرمای حضورتو میگم ! داری یا نه ؟
maya
ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم(شوپنهاور)
maya
تا چند ز آب و نان سخن خواهی گفت خواهی خوردن بروز و شب خواهی خفت/ امروز تو را ز تو اگر حق نخرید در روز جزا نخواهی ارزید بمفت
2khtare_esteghlali
be nazareton in doa bar avorde mishe


13 سال و 9 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 28 دقيقه قبلقبلا بلد نبودم یه چند بار اون اولیه را نجات دادم فایده نداشت به فکر افتادم این راه به ذهنم رسید
اونی که دوستم داره نجاتش میدم
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 28 دقيقه قبلمن همون صحنه رو ترک میکنم!
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 24 دقيقه قبلیه کار دیگه هم میشه کرد هر سه باهم بپریم رمانتیک تر هم میشه
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 22 دقيقه قبلاونی ک دوسم داره رو نجات میدادم
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط آندروید