►ℳ@Ž@ђ£Я◄
شبیه کسی شده ام که پشت دود سیگارش با خود می گوید : باید تـَرکـــــ کنم ! ســیگار را... خانــــه را... زندگـــی را... و باز پُــکــی دیگــــر می زند ...
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
یک غریبه می خواهم بیاید بنشیند فقط سکوت کند و من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم... تا کمی کم شود این همه بار ... و بعد بلند شود و برود انگار نه انگار...
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
بعضی وقتها دوست دارم وقتی بغضم میگیره خدا بیاد پایین و اشکامو پــاک کنه,,, دســـتمو بگیره و بگه : آدمـــا اذیتــت میکنن ؟؟!!!!! بیـــــــا بـــریـــــــم ....
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
صدایی که از جیب پالتوی من می آید از آن هیچ موبایل نداشته ای نیست ,,دستان نیمه آهنی من است که دارد از فرط بی کسی زنگ می زند...
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
دلـــــــــــــم هوا می خواهد,, کمـــــــــی در سرنگ ....
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
خـــــــدایــــــــــــــــــا در گلویم ابـــر کوچــکی ست ,,که خیــال بـارش نـــدارد.. میــــــشود مــرا بــغل کنـــی ؟!
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
عجیب نیست اگر دشمن خودم باشم,,, درخت ها همه در آستین تبر دارند ...
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
من و ته سیگار و پنجره نیمه باز ,,ماند ه ایم که کدام یک برای سقوط مناسب تریم؟
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
دیگر عادت کرده ام به داشتن خدایی که همیشه سکوت میکند ...
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
این قصه... از ابتدا به سر آمده بود ,,فقط این میان کلاغی آواره شد !!!
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
پشت چراغ قرمرپسرک باچشمانی معصوم ودستانی کوچک گفت: چسب زخم نمیخواهید؟ پنج تاصدتومن,,, آهی کشیدم و باخود گفتم تمام چسب زخمهایت راهم که بخرم نه زخمهای من خوب میشودنه زخمهای تو...........
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
زندگی سراسر فریادم میزند اما نمیدانم به کجا مرا میخواند... گاهی غم ؟ گاهی تنهایی ؟ پس شادیش را در کجا پنهان کرده !!!
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 29 روز و 14 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه