►ℳ@Ž@ђ£Я◄
وقتـﮯ مرا بغل مـﮯکنـﮯ چنان جاذبهﮮ آغوشت به جاذبهﮮ زمین غلبـه مـﮯکنـد کـه روحـم بـه پـرواز درمــﮯآیـد … . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مستقیم ؟ دربست ؟ مدتهاست مانده ام در این شهر شلوغ و پر ترافیک … کسی دلم را نمی برد … . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
تکیه به شونه هام نکن ، من از تو افتاده ترم / ما که به هم نمیرسیم ، بسه دیگه ! بذار برم .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
ما بخار شیشه ایم ؛ نازمون کنی اشکمون در میاد چه برسه فراموشمون کنی ! . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
این روزهــا ، … هر جایی را که نگاه می کنم پـــــــــ ـر است از وجود آدم های” بی وجـــ ـود ” …
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تقصیر تو نیست، مقصر معلم دستور زبان فارسی بود: به من نگفت که من با هر تویی ما نمیشود!
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
تمام شدن من پایان من نیست… آغاز بی لیاقتی توست...........
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
تقصیر خودمونه … بعضی ها عددی نبودند و ما آنها را به توان رساندیم !
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
باید به بعضی ها گفت: “ناراحت چی هستی؟ دنیا که به آخر نرسیده…!!!” من نشد ؛ یکی دیگه! تو که عادت داری . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
لیاقت می خواهد واژه ” ما ” شدن لیاقت می خواهد ” شریک ” شدن تو خوش باش به همین ” با هم ” بودن های امروزت من خوشم به خلوت تنهایی ام تو بخند به امروز… من میخندم به فرداهایت .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
“آدم” به خدا خیانت کرد!! خدا غم آفرید… تنهایی آفرید… بغض آفرید… اما راضی نشد… کمی تامل کرد… آنگاه “عشق” آفرید! نفس راحتی کشید!! انتقامش را گرفته بود از آدم…
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
خدایا من چه سازم ، خسته راهی درازم نه فرهادم که مرد از داغ شیرین ، نه ایوبم که با دنیا بسازم . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
ایـن روزهــا عجیـب دلـم بـچگـی مـی خواهـد … /خستـه ام/ فـقط یـک قـلم لطـفاً … می خواهـم خـودم را خط خـطی کنـم !
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
سیــــــــــر شدم … بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم !
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
13 سال و 4 ساعت و 2 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه