►ℳ@Ž@ђ£Я◄
چه نقاش ماهریست ,,,فکر و خیال را میگویم ,,وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کند . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
چشم هایم را می بندم ,,بازی دستانت دیوانه ام می کنند,,رها نمی شوم,, از تو رها نمی شوم از این حس مشترک,,شعله میشوی در لبهایم,, داغ می شوم ,,داغترین فصل بودنم ,, آرام . . . آرام به جهنمت پا میگذارم ...
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
هی کافه چی ! میزهایت را تک نفره کن .... نمی بینی ؟! همــــــه تنهاییـــــــــــــــم.......
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
کنج اتاق، آرام نشسته ام جوانی ام چنگی به دل نمی زند... مادر، برخیز، کفش هایم را پاک کن کیف و کتابم را بردار می خواهم به کودکی برگردم........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
درخت , دلتنگ تبر شد … وقتی پرنده ها , سیم های برق را به شاخه هایش ترجیح دادند…
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
نفسهایم بی تو، بوی خاکستر سیگار پیرمردی رامی دهد که به جوانی ازدست رفته اش می اندیشد…!!! اما ,نه، انگاردرنبودنت پیرتر از پیرمردی شده ام که در زیرسایه ی عصایش نشسته و باخدایش حرفهادارد…
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
هر جا که می بینم نوشته است : ” خواستن توانستن است ” آتش می گیرم ! یعنی اون نخواست که نشد ؟! . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
عکس یادگاریش روی این میزه, این عکس برام خاطره انگیزه, شاید نمیدونه عاشقم کرده ,, کاش یه بار دیگه برگرده............
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه