►ℳ@Ž@ђ£Я◄
کنج اتاق، آرام نشسته ام جوانی ام چنگی به دل نمی زند... مادر، برخیز، کفش هایم را پاک کن کیف و کتابم را بردار می خواهم به کودکی برگردم........
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند ...گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
درخت , دلتنگ تبر شد … وقتی پرنده ها , سیم های برق را به شاخه هایش ترجیح دادند…
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
نفسهایم بی تو، بوی خاکستر سیگار پیرمردی رامی دهد که به جوانی ازدست رفته اش می اندیشد…!!! اما ,نه، انگاردرنبودنت پیرتر از پیرمردی شده ام که در زیرسایه ی عصایش نشسته و باخدایش حرفهادارد…
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
چشمان ِ من بی آنکه به هم بنگرند در گریستن تفاهم دارند ..............
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
یک نفر رفت و ... یک نفر جا ماند... یک نفر تا همیشه تنها ماند!...
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
برای رسیدن به تو بال گشودم ,پرواز کردم ,اما سقوط... تاوان با تو پریدن بود
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مترسک به گندم گفت: مرا برای ترساندن افریدن، اما من تشنه ی عشق پرنده ای شدم که سهمش از من گرسنگی بود.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
زندگی یعنی:
ناخواسته به دنیا آمدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
وعاقبت درحسرت آنچه دل میخواهد ومنطق نمی پذیرد، مردن
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
کودک فال فروش راپرسیدند:چه میکنی؟گفت:به آنان که در دیروز وامروز خود مانده اند،فردا رامیفروشم!
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 13 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه