ای #خدا منو ببر پیش خودت...ای خدا #عشقمو ازم نگیر ... #خیلی ناراحتم ای خدا ولی# ناسپاسیامو تو به #دل-نگیر... #قول میدم که #آدم-خوبی بشم... ای خدا تو رو به بزرگیات #قسم میدم...
آن شب ... که #مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را ... #تماشا می کرد ... آن شب که #شب-پره-ها .. عاشــقـــانه تر .. #نــــور را می جســـتند ...! و #اتاقم .. سرشار از #عطر بوسه و ترانه بود... ! دانستم.. تـــــو #پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی...!
اگه می دونسنتی قطره ی #بارون هنگام #جدا شدن از ابر چه #حسی داشت ! اگه می دونستی یه #بندر هنگام #رفتن کشتی ها چقدر #تنها میشد ! اگه می دونستی درخت #کاج هنگام #پر کشیدن پرنده ها چقدر #غمگین می شد ! اگه می دونستی با #رفتنت چه آتیشی به #جونم کشیدی #اینقدر راحت نمی گفتی : #خداحافظ …
تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
حوای من بر من مگیر این خودستانی را که بی شک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
ایینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
تا روشنم شد : در میان مردگانم همدمی نیست
همواره چون من نه : فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را
دردستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست
شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه
اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست
اولین روزای #دل بریدنت, روز و شب توی خودم #زار میزدم, وقتی #دلتنگی امونم نمی داد سرمو #محکم به دیوار میزدم, رفتی از دست دادم #اعتقادمو, بی تو از #انسانیت افتادم, #حکم مرگ خودمو میدادمو, خودم و توی خودم دار میزدم,, #توی-خودم-دار-میزدم....
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه