دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄

هیچـﮮ بآبآ فـَـقـَـط בُچآر نَوسآنـــآت شَخصیَتـــی اَم . . . درباره »
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مرد - مجرد
امتیاز: 5715

دنبال‌شدگان

(660 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(750 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1231161_707087332639321_1733832958_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یــه روزَم آسـِـمــون مَــنَــم میــشــه . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امروز مثلن خیر سرم میخواستم بیشتر بخوابم ساعت 10بلند شدم از بس خوابایه بیخود میدیدم ولی یکش جالب بود پشت هم هی خواب میدیدم که مادر منو صدا میکنه مظاهر پاشو ظهر شده من از خواب بلند میشدم میدیم ساعت هشته دوهزارریم میوفتاد داشتم خواب میدیدم چند دفعه تکرار شد بعد که بیدار شدم به مامانم گفتم تو خوابم نمیزاری بخوابم مادر برگشت گفت حالم خوب نبود میخواستم بیدارت کنم دلم نیومدخوابت اینجا سر داشت اصن کلید اسراری بود واسه خودش

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
20130715261.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

تو یکی از کلاسایه دانشگامون میرم همیشه به پنجره خیره میشم مرده شور ذهن منحرفتونو ببره نه قضیه دختر نیست یه ساختمون چندین طبقه ساختن بعد یه طراحی رو دیوارش کردن هرچی بیشتر تو عمق این اثر میرم چیزی به ذهنم نمیرسه خو یکی نیست به طراحش بگه چرا با ذهن جون مردم بازی میکنی کصافط

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
20130715260.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

باز میگن چرا انقد حرص میخوری تو قران رفیقمو ببینید چه شکیو مجلسی خوابیده تا کلاس بعدیمون شروع بشه تَخت گرفت خوابید حالا من :هیچ سروصدایی نباید باشه حتی یک روزنه نور هم وجود نداشته باشه تاریکی مطلق البته از چشم بند استفاده مینمایم یه بالشم باس بغل کنم بعد چندساعت تفکر در عالم هستی میخوابم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

آرزو دارم یه 206 مشکی اسپرت داشتم بعد پشتش یه سیستم صوتی آس میبستم بعد میزدم به جاده فقط خودمو خودم بدون مقصد تا هر کجا که شدوای که چقد قشنگه

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
Mehdi Ahmadvand.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

بعد مدتها این خواننده مورد علاقمون مهدی احمدوند یه آهنگ درست حسابی داد بیرون که اونم شاده اسمشم هست اینم لینک دانلود: [لینک] ولی من به اسم ستاره مشکوکم چون داره تو چندتا از آهنگاش ازش اسم میبره

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

اگه شنیدین پسری پدر خود را به قتل رساند یا پدر فرزند خود را با طناب دار حلق آویز کردشک نکنید منو بابام هستیم یعنی به طرز شگفتی هی به هم تکیه میندازیم مامانم هی میگه چه گیری اوفتادم از دست این پدرو بچه ولی خدایش حال میده

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

بعضی چیزا رو آدم میبینه میونه که چی بگه مثلن همین آلبوم جدید مهدی یراحی که خیلی آلبومش قشنگ بود تو کاور اصلی آلبوم بجایه شاعرآ و بعضی تنظیم کنندهآ را نقطه چین گذاشتن که چی ؟طرف ممنوع تصویرِ به قول خودشون حالا ببینید اسم کیا را پاک کردن روزبه بمانی رستاک حلاج بجا مونا برزویی یه اسم دیگه گذاشتنتو این 2تا عکس فرقشون کاملا مشخصه

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
15958_526136384146374_542654501_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

بیآیید دست به دست هم به مهر قدر داشته هایمان را بدانیم لیکن حتی نزدیکترین دوستانتان حسرت داشته هایه شوما را بخورند عجب چیزی گفتمآ برایه مثال از دو نسخه آزمایشی برای درک بهتر و مفهومی این مطلب یعنی @فوژان و رفیق شفیقشون @ســآرا استفاده میکنم شاید درس عبرتی باشد برایه دیگران

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

داشتم با بابام سر اینکه ماشینشو بهم بده بحث میکردیم به مامانم میگم تو طرف منو بگیر مامانم میگه اگه بازار کار داشته باشم منو میبری اگه بخوام خونه خاله ات برم منو میبری من:نوچ مامانم :پس به من چه خودتو بابات باهم درست کنید یعنی نمیشه بدون اینکه چیزی از آدم بخوان یکاری واسه آدم انجام بدن

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1374333_550376975015809_149370166_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

انسان اعصاب ردیف آن رفیقم 19ساله ام است که ساعت 6صبح از خواب نازش زَده و با مینی بوس وقلاب ماهی گیرییک ساعت مسافت راه را تحمل نموده تا برسد به دانشگامون تا درجوار دریایی که درکنار یونی ورسیتیمون قرار داردمشغول به ماهی گیری شود

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
images.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

يه استاد داريم 4ترمه باهاش درس دارم اسممو هي يادش ميره هردفعه به طريقي صدام ميکنه دیروز تو کلاس برگشت گفت: علي بابا اين قسمت درسو فهميدي ديگه موهات مث علي بابا شدهبا هيچکي شوخي نميکنه گير سپيچ داده به منبد بختی نمیشه رو شوخیاش حساب کرد که نمره میده در بعضی مواقع کله پا شدن دوستان را توسط این استاد با نمره 9.75 دیدیم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
download (1).jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

کلن فوتبال نگاه نمیکنم آدم فوتبالی هم نیستم کل بازیهایی که اسقلال تو آسیا بازی کردکه حسرت خیلیآست فقط امشبو دیدم با ابنکه تیم محبوبم امروز نتونست بره فینال ولی امشب برای یه بارم که شده تو زندگیم به یه انتخابم کردم که اونم بود

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یادمه داشتم با داییم تو سرو کله هم میزدیم هَمش 7سال ازم بزرگتره بعد برگشت به بابام گفت این خَرکله را چرا ادب نمیکنی قربون بابام برم نمیدونید چه پشتیبانی ازم کرد مث کوه زیرابمو زد برگشت به داییم گفت :خودت میگی خَر از خَر مگه انتظار بیشتری داری اصن بابام همه جا پشتوانه ام بوده

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

شنبه که مثلن آغاز سال تحصیلم بود اومدم خونه مامانم اومد پیشم خوب از دانشگاه بگو من نگاهش میکنم دوستاتو دیدی چیکار کردی همچنان من: استادا درس دادن من: مادرم :زهرمار میمیری حرف بزنی اصن منو بگو دارم باهات حرف میزنم فکر کنم تاثیر این سریال قدیمی آینه هست که تو شبکه تماشا نشون میده

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

رفیقم مثلن داشت منطقی حرف میزد :مظاهر بلعخره تو تموم مسائل یه درصد خطایی وجود داره من: آره مثلن همین تو جزء همین درصد خطا در عالم خلقت هستی عاشق تو ذوق زدنم