تو یاهو رفیقم گفت این بنده خدا اَد کن منم اَد کردم اون بنده خداهِ گفت این بنده خدا را اَد کن منم کردم این بنده خدا جدیده گفت این بنده خدا را اد کن منم کردنم این روند ادامه داشت آخر واشر سرسیلند سوزوندم همشونو حذف کردن منو اینجوری نبینیدا یک موجود بی اعصابیم دومی نداره به موت قسم
امروز بعد تموم شدن کلاس استاد یه برگه داد واسه اطلاعات عمومی کلن چرتو پرت بود بعد من جلو نشسته بودم رفیقم گفت مظاهر اینو میخوای چیکار کنی من :باهاش قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب استاد :آفرین ادامه بده درستو حذف کردم برو تو همون قایق سفر کنهیچی دیگه آخر بیخیال من شد به موت قسم
بعد امروز درس تنظیم خانواده داشتیم کلی خنیدیم چون مطالب خاک برسیه از گفتنش معذورم هرچی سوال میکردیم استاد میگفت خودتون خوب بلدین از من نپرسین استادم استادآ قدیم به موت قسم
امروز همسایه هایه خونه قدیمومن اومدن خونمون بعد من تو اتاقم خواب بودم بعدش بابام اومد تو اتاقم کنارم خوابید بعد سر افطاری برگشت گفت امروز پیش پسرم خوابیدم عجب خواب بود الان فهمیدم واسه چی تا لنگ ظهر میخوابهمشکل از پسرم نیست اتاقش خوابآوره امشب میخوام برم پیشش کلن همه اینایی که بهم گفت تیکه بود داشت بیدار بودن شبام با خوابیدنم تا ظهرو مسخره میکرد
چند وقته خیلی دوست دارم از دنبالر #برم: ) که این چند روزه بیشتر حسش میکنم: | چون دلیلی واسه بودن نمیبینم اینجا یآ همه همشرین ,یا دوست نزدیکن,یا بامخاطبن که مآهیچکدومشونو #نداریم: )تنهآ دلیلی که هنوز هستم فقط فرار از #فکرو#خیاله : (به محض اینکه کسی یا چیزی یا دلیلی برایه فرار از تنهایمو فکر خیالم پیدا کردم میرمو دیگه ریختمو نمیبینید: ) #همین . . .
تا عشقم بیشتر باورش شه
---------------------------------------------------------------------------------------------
چیه نگاه میکنین روانی خودتونین پیشگیری بهتر از درمانه
دایی-م از اون خرخونآست کارشناسی ارشد رتبه اش 2رقمی شده نمیدونم به کی رفته ولی به من نرفته الان گیر داده واسه دکترآ بره خارج بعد مادربزگم نمیزاره تا یه مقدار دل مادربزرگم رحم میاد من وارد میشم میگم نزار بره اونجآ دخترش حجاب ندارن موهشون معلومه لباسایه خاک برسی میپوشن بعد اگه بزاری یه زن میگره که مسلمون نیست بعد همون جا میمونه دیگه نمیاد ببین میتونی تحمل دوریشو کنی بزار بره دایی-م :خفشووووو گمشو خونتون یه پوست کتکم میزد ولی من کم نمیآوردم حرفم راسته دلیل اعصبایتشو نمیدونم به موت قسم
میدونم عجیبه ولی #عادت-دارم بیشتر اوقات تو خواب زامبی ببینم اصن من موندم چطوریه عاشقانه هم باشه یه گَله زامبی میان بعدش تاصبح باس فرار کنم یا با چوب بیسبال بزنم کلشونو بپوکنم نمیدونم چوبه از کجا میاد ولی دستمه بعدش قبلا خواب دیدم تو دارو دسته زامبیا یه دختره بود بعد من رفتم نجاتش دادم زامبیا کصافط تا صبح نذاشتن یه مقدار عاشقانه داشته باشیم تو خوابم شانس ندارم به موت قسم
دیشب مامانم بهم گفت برو اداره پست ببین گواهی نامه ات اومده من:بگیرم بابا ماشین نمیده بابام: چرا ندم وقتی میبنم پسرم به فکر باباشهصبح زودتر از خوابش میزنه میره مینی بوس سوار میشه تا کرایه کمتر بده اینکه میبینم دنبال رفیق بازی نیست کسی ازش پیشم شکایت نیومده دنبال دخترا مردم نیست اهل خلاف نیست وقتی میبنم آدمه چرا بهش ندم بعد فقط این موهات من بدم میاد مثلا این اخریه نمیگفت نمیشد ولی خدایش این اولین باری بود اینا از بابام شنیدم
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 53 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه