►ℳ@Ž@ђ£Я◄
من مانده ام و انبوهی از اندوه و تو بهانه ی چشمانم کمی آرام تر از دیدگانم جدا شو . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
گــــفته باشــــم !.!.! مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛ تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد ! سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
این روزها عشق را با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند ! حیف از عشق که زیر دست و پاست …
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
شهر من اینجا نیست ! اینجا… آدم که نه! آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
صبر کن سهراب ! قایقت جا دارد؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند … وای سهراب کجایی آخر ؟ … زخم ها بر دل عاشق کردن ، خون به چشمان شقایق کردند… ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش سیری چند ؟ صبــــــــ ـــــــــر کن سهــــــــ ـــــــراب …! قایقت جا دارد؟ من را نیز با خود ببر ، اینجا عاشقی بین مردم مرده است . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
چه اســــارت بی افتخــــاری است در بنــــد حــــرف این و آن بــــودن . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
میان ابرها سیر میکنم هر کدام را به شکلی میبینم که دوست دارم . . . میگردم و دلخواهم را پیدا میکنم میان آدمها اما . . . کاری از دست من ساخته نیست خودشان شکل عوض میکنند بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد … بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
گاهی اوقات بی قانونی ؛ عجیب بیداد می کند در عاشقی …. یکی دور می زند … اما …. دیگری جریمه میشود و تاوان میپردازد …
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
تاب ندارم, سخت است, با تو هستند, جلوتـــر با دیگری یا جور دیگری . ! سخت است چه رنگین کمان نحســـــی
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت! اما من از روزها و روزگار گذشتم ، بگذرید از من!
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
بـــــرای کـــسی کــه رفــــتـنـی اســـت ، راه بــــاز کــــنـید ایــــستادن و مــنـتظر مـانـدن ابـــلـهانه تـرین کـار دل اســت
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
13 سال و 2 ساعت و 32 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه