اگر دبیر فارسی بودم نامت را اولین غزل از صفحه کتابها مینهادم... اگر دبیر جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش میکردم تا معادله ی محبت پدید آید... اگر دبیر هندسه بودم ثابت میکردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت...
بارانی از عشق و نَمی هم ستاره ارزانی تویی که در تبار معصومانهی نگاهت، چشمان خستهی من ستاره میچیند. خوشآهنگترین نغمههای هستی نثار قلب خسته و صبورت.
ممنونم عزیزم ...دست درد نکنه جبران میکنم....
14 سال و 4 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 8 دقيقه قبل
تی نوکرم داداش
14 سال و 4 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 5 دقيقه قبل