حامد*مهدی سابق*
گاهی لغزش دستی بر شانه هایم خسته ام حس میکنم گاهی بدون پلک بر هم زدن منتظر می ایستم میان هجای واژه ها شاید حرفی از نام تو بیرون زند ازین درهم کلمات ...میدانم که کلمه ای که بدنبالش میگردم به همین راحتیها از خاک یخ زده حروف بیرون نمیزند
حامد*مهدی سابق*
و من اینجا باید با افتخار تمام اعلام کنم که تعداد دنبال کنندگانم از مرز 200 نفر گذشت
حامد*مهدی سابق*
سلام...............ما اومدیم
حامد*مهدی سابق*
تو هم از درد بگویی به کجا تکیه کنم؟ با ستون های خرابی که از اندوه خمند
حامد*مهدی سابق*
هر واقعه در اغاز به صورت یک رویاست................